حضرت نوح
اینو اینجا مینویسم چون بعداً باهاش کار دارم:
می فرمود:
حضرت نوح در بین انبیا بیش از همه اذیت شد، انکار شد، طرد شد، وانگهی در یک مدت زمان چند صد ساله، این پیغمبر خدا تحمل میکرد تمام این مصائب رو...
گاهی با خدا میگفتم:
آ خدا!!!
این پیغمبر، چندین قرن آزار و اذیت شد... تا زمانی که بود سنگ و چوب و ناملایمات دید...
این همه مصائب رو چشید... بعد پسرش هم منحرف شد...
حالا پسرش منحرف شد، شما هم به عنوان نمونه و عبرت و آیت آوردی توی قرآنت...
نه تنها توی قرآنت این پسر نوح باید جلوی چشم همه باشه، بلکه دیگه توی ادبیات ما هم شهره شده:
پسر نوح با بدان بنشست و ...
خیلی دلم برای این پیغمبر میسوخت...
تا اینکه کاملتر شدم و یافتم توی طول تاریخ...
کم نیستن پدر و مادرهای اهل رعایت... اما فرزند ناخلف...
این نوح عزیز، برای اون پدر و مادر اهل رعایت، حجته...
اونها دلشون با حضرت نوح تسکین پیدا میکنه...
برای خاطر این مومنین، باید پسر نوح هم مطرح میشد...
و فرمایشات این عالم رفت به سمت درک های توحیدی... که خداست دارد خدایی میکند...
و...
یادم بمونه، برای بعدها... باهاش کار دارم...
- ۰۴/۱۰/۲۳
مرسی که هستید و مینویسید
متن های شما برای بیان الهام بخشه و به روح معنوی بیان کمک میکنه
حداقل از نظر من یکی اینطوره