بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

سلام خوش آمدید

دنیا در مقابل عزت

پنجشنبه, ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۲۰ ب.ظ

میگم فلانی مرخصیش منفیه، چرا اجازه میدید بازم بره مرخصی...

چند روزه نیومده، با اجازه ی کی؟!!

گفته: بعد از اینکه ماشین رو خرید، با شوهرش زدن به تیپ و تاپ همدیگه... یک ماهه خونه ی پدرش زندگی می‌کنه... به خاطر مشاجرات، ام اسی که داشته فعال شده و نمیتونه بیاد شرکت...

 

گفتم مشاجرات به خاطر ماشین؟!!!

گفت: بله...

 

نفر بعدی هم اخیرا ۲۰۷ صفر خریده، خیلی از من پیگیر بود پولی وامی بگیره...

خودش رو به در و دیوار زد... از طرق مختلف....

مدیر مستقیمش مانع اصلیش بود، می‌گفت اگر ن. .ا پولی بابت وام دادن داره، من از شما واجب ترم...

منم اولویتم مطلقا وام دادن به پرسنل نیست چون اگر بخوام برم سمت این مسائل تولید میخوابه...

 

ولی خوب میگن جوینده یابنده بود...

جور کرد و خرید...

ایشونم همین چند روز پیش توسط اون مدیر مستقیمش اخراج شد...

اومد از طریق من بلکه برش گردانم... ولی من مطلقا تصمیم مدیران دیگه رو نقض نمیکنم...

اونها اختیار دارن و چون اختیار دارن باید بابت خروجی کارشون پاسخگو باشند... لذا توی این جزئیات من هیچ وقت دخالت نمیکنم...



خلاصه دو نفر از اطراف من به یک خواسته ی خودشون رسیدن اما بعدش خیلی براشون گرون تموم شد...

یک وجه مشترک داشتن این دو نفر:

خرید این ماشین، خیییلی براشون قبله شده بود...

برای خود من هم هشداری بود...

خواستن دنیا خوبه، اما نه در این حد که قلبت رو تسخیر کنه...

وقتی شدی عبد دنیا، دنیا برای طالب و مرید دنیا، عزت باقی نمیگذاره...

می‌رسونه بهت اما عزتت رو میگیره...

  • ن. .ا

نظرات (۹)

نفر اول نمی دونم چه واکنشی نشون بدم :( 

اما بیچاره نفر دوم! چقدر قرص و وام و ... حالا که حقوق لازمه اخراج! 

پاسخ:
نفر اول هم اوضاعش به مراتب بدتر از دومی هست
  • اقای ‌ میم
  • من بودم شاید پادرمیونی میکردم طرف برگرده

    پاسخ:
    اصلا نمیشد مسعود
    افراط های زیادی داشت این خانم...
    و من میدونستم آخرش اخراج میشه...

    ینی همیشه همینجوریه؟ 

    چیزی رو بدی در ازای خواستن چیز دیگری؟ 

    پاسخ:
    سلام
    ببخشید چون وبلاگ تون رو نخوندم و کلا هیچ اطلاعی در مورد شما ندارم، نمیدونم باید با چه ادبیاتی توضیح بدم، اما سوالتون خیلی سوال عالی و مهمی هست، تلاش میکنم خوب و منظم توضیح بدم اگر گنگ بود، به بزرگواری خودتون ببخشید

    کلا ذات دنیا اینه: چیزی رو بهتون میده و چیزی رو ازتون میگیره...
    مثلا به ماشین خوب میخواید، چند سال از عمرتون رو میگیره، تیپ و هیکل متناسب میخواید، باید وقت بذارید براش

    اینا تازه خیلی روتین و عادبه 
    اما، 
    دنیا صاحب داره...
    صاحب دنیا خداست...
    رزق هم دست خداست...

    اگر دنیا رو برای جذابیت دنیا بخواید، صاحب دنیا رو از معادلات تون حذف کردید، چون از معادلات تون حذف شد، شما به خود دنیا واگذار میشید...
    و دنیای بدون خدا، مهربان نیست، جواد نیست، رحمان و رحیم نیست، جبران کننده نیست، غفار نیست...
    وقتی این اوصاف نبود، اوصاف مقابلش میاد...
    بخیله، بی رحمه، عصبانیه، بی گذشت هست...
    بهتون میده چون تلاش کردید، اما چیز مهمتری رو ازتون میگیره...

    ولی اگر دنیا رو برای خدا بخواهید، بهتون داده میشه و عوارضش یا صفره یا حداقل...
    روی جمله ی آخر میشه خیلی بسط داد و صحبت کرد

    ممنون از پاسختون‌

    اما سوال پیش اومد که «ینی چی دنیا رو برای خدا بخوای»؟؟

    پاسخ:
    من واقعا از این سوال خوشحالم
    جالبه بدونید خودمم هنوز پاسخ جامعی براش ندارم، اما اینکه اجازه دادم به خودم که پاسخی برای این سوال بنویسم به این علته که ۱۵ ساله به شکل های مختلف به این سوال فکر کردم...

    شما در پاسخ به این سوالتون خدا رو یک حقیقتی که ما رو خلق کرده می‌بینید...
    بلکه خدا رو اینطور تعریف کنید: منافع جامع من... یا تمام منافع من...
    ما نیازهای مختلفی داریم، اما غالبا نمی‌دونیم پاسخ به اون نیاز، تا چه حدش خوبه:
    مثال بزنم:
    پسرم ده سالشه، اصرار داره که برام سیم کارت بخر، تا من آزادانه به من دسترسی داشته باشم
    بهش گفتم اگر تو یک تیغ تیز دستت باشه و محمد حسین ( پسر عمه ی ۱.۵ ساله اش) بگه اون تیغ رو بده باهاش بازی کنم بهش میدی؟!!
    گفت: نه
    گفتم چرا؟
    گفت: چون خودش رو زخمی می‌کنه...
    گفتم دقیقا به همین علت نمی تونم اینترنت رو نامحدود در اختیارت بذارم، چون هنوز قدرت کنترل خودت رو نداری...
    اعتراف می‌کنه: آخه جذابه، نمی تونم خودم رو کنترل کنم
    گفتم: من یادت میدم چطور خودت رو کنترل کنی، تو به من اعتماد کن، در عرض یک سال یاد میگیری...


    ما هم چیزی رو میخوایم، چون نیازش داریم...
    مثلا خونه، ماشین، امکانات...

    چون نیازش داریم، پس ازش منتفع هم میشیم...
    اما نمی‌دونیم حد انتفاعش چقدره...
    مثلا شیرینی رو چقدر باید خورد که به بیماری تبدیل نشه...

    ما نسبت به یک چیزی دیگه هم آکاهی نداریم...
    و اون روش برآوردن نیازهاست...

    گاهی به ساده ترین روش برطرف کردن یک نیاز بسنده می‌کنیم
    و نمی‌دونیم اون روش در برطرف کردن نیاز، آسیبش بیش از انتفاعش هست...

    لذا منافع جامع یعنی انتفاع حداکثری و آسیب حداقلی...
    مثالی که بارها زدم رو دوباره بزنم:
    ۱_یک گیاه شناس میوه ای رو روی درختی میبینم که از خیابان قابل چیدنه، 
    میگه خاصیت داره ( نفع) 
    میچینه و میخوره
    ۲_اون گیاه شناس، مسلمانه، میگه خاصیت داره اما مال دیگری هست و حرامه پس ضرر داره
    نمیچینه
    ۳_ گیاه شناسه و اطلاعات فقهیش کامله، میگه شاخه درخت اومده تو خیابان و شرعا اشکالی نداره بچینم
    هم خاصیت داره، هم حرام نیست( نفع)
    میچینه
    ۴_ گیاه شناسه، عارف هم هست، میبینن خاصیت داره، اشکال شرعی هم نداره چون شاخه توی خیابانه، اما صاحب باغ رباخواره، درآمدش حرامه، از حرام به این باغ رسیدگی کرد... ضررش بیش از خاصیتشه... 
    نمیچینه

    می‌بینید هر چی طرف جامع تر میشه، تصمیماتش ۱۸۰ درجه متفاوت میشه...
    اونم صرفا در جهت نفع و ضررش...

    خب ما معتقدیم این نظام هستی دراک هست، یعنی بسییییار درک کننده...
    ما هم که جامعیت نداریم...
    اما میدونیم خدایی که حافظ و مدافع منافع ماست، جامع هست...
    لذا وقتی برای تناسب اندام تلاش می‌کنیم میگیم:
    با رب قو علی خدمتک جوارحی
    من برای خدمت به تو ( منافع جامع خودم) می‌خوام قوی بشم...
    اونوقت اگر نیتم صادق باشه، خدا خودش زندگیم رو مدیریت می‌کنه...

    منافع جامع ما، مطلقا فردی نیست...
    متاسفانه دین رو خیلی فردی به ما یاد دادن...
    برای همین کلا تمایلاتمون همه کاریکاتوری هست...




  • اقای ‌ میم
  • اونی که ۲۰۷ خریده رو میگم اون هم خانم بوده؟

    پاسخ:
    خانم بوده
    اما واقعا من اگر جای مدیر مستقیمش بودم، زودتر اخراجش کرده بودم...
    بدرد کار سازمانی و جمعی نمی‌خورد
    از طرفی به شدت جاه طلب بود

    کسی که جاه طلب باشه و کار جمعی نتونه بکنه، مثل غده ی سرطانی میمونه

    سلام رفقا :)

    انشالله خداوند متعال به همه ما در دنیا و آخرت عزت و سربلندی عطا کند. بلند بگو آمین...

    ولی خیلی دلم میخواد به جمع صمیمی شما برگردم.

    دعا کنید جورش جور بشه :)

    پاسخ:
    سلام علیکم
    یه بار دیگه تلاش کنید
    ان شا الله میشه وبلاگ جدید ساخت

    اِ مستر دچارِ فیشنگارِ نسخه پیچ

    کجایی شما 

    صلاح دونستین یه پیام بذارین کارتون دارم : ))))

    مرسی از جوابای کاملتون جناب ن.ا

     

    کامنت جناب دچار دوست قدیمی رو دیدم به کل یادم شد چی میخواستم بگم 😁🤦🏻‍♀️

    من برای خدمت به تو ( منافع جامع خودم)....

     

    این پیامتون 

    این کلامتون

    چقدر شیرین زبونی توشه 

    و چقدر نیاز دارم بتونم اینجوری با خدا حرف بزنم...

    پاسخ:
    الحمدلله اگر مفید بوده

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    شاید همین چند خط در این صفحات مجازی...
    بالا ببردمان
    یا پائین بکشاندمان...
    یادم نرود عالم محضر خداست...
    .
    .
    .
    اینجا کسی می نوشت که دوست داشت به چشم تو بیایید...

    آخرین مطالب