دنیا در مقابل عزت
میگم فلانی مرخصیش منفیه، چرا اجازه میدید بازم بره مرخصی...
چند روزه نیومده، با اجازه ی کی؟!!
گفته: بعد از اینکه ماشین رو خرید، با شوهرش زدن به تیپ و تاپ همدیگه... یک ماهه خونه ی پدرش زندگی میکنه... به خاطر مشاجرات، ام اسی که داشته فعال شده و نمیتونه بیاد شرکت...
گفتم مشاجرات به خاطر ماشین؟!!!
گفت: بله...
نفر بعدی هم اخیرا ۲۰۷ صفر خریده، خیلی از من پیگیر بود پولی وامی بگیره...
خودش رو به در و دیوار زد... از طرق مختلف....
مدیر مستقیمش مانع اصلیش بود، میگفت اگر ن. .ا پولی بابت وام دادن داره، من از شما واجب ترم...
منم اولویتم مطلقا وام دادن به پرسنل نیست چون اگر بخوام برم سمت این مسائل تولید میخوابه...
ولی خوب میگن جوینده یابنده بود...
جور کرد و خرید...
ایشونم همین چند روز پیش توسط اون مدیر مستقیمش اخراج شد...
اومد از طریق من بلکه برش گردانم... ولی من مطلقا تصمیم مدیران دیگه رو نقض نمیکنم...
اونها اختیار دارن و چون اختیار دارن باید بابت خروجی کارشون پاسخگو باشند... لذا توی این جزئیات من هیچ وقت دخالت نمیکنم...
خلاصه دو نفر از اطراف من به یک خواسته ی خودشون رسیدن اما بعدش خیلی براشون گرون تموم شد...
یک وجه مشترک داشتن این دو نفر:
خرید این ماشین، خیییلی براشون قبله شده بود...
برای خود من هم هشداری بود...
خواستن دنیا خوبه، اما نه در این حد که قلبت رو تسخیر کنه...
وقتی شدی عبد دنیا، دنیا برای طالب و مرید دنیا، عزت باقی نمیگذاره...
میرسونه بهت اما عزتت رو میگیره...
- ۰۴/۱۱/۱۷

نفر اول نمی دونم چه واکنشی نشون بدم :(
اما بیچاره نفر دوم! چقدر قرص و وام و ... حالا که حقوق لازمه اخراج!