بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

سلام خوش آمدید

غبطه برانگیزترین جایگاه اجتماعی

سه شنبه, ۲۴ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۲۶ ق.ظ

من توی محله ای دارم خونه می‌سازم که مسجد فعالی داره... پایگاه بسیجش هم چسبیده به مسجده...

فاصله ی خونه ما تا مسجد هم نهایتا ۲۰۰ متره...

من یکی از دغدغه هام توی این محله، تعامل با همسایه ها بوده...

مثلا با یکی از همسایه ها ارتباط گرفتم و خیلی صحبت های دم دستی و معمولی... براش از شمال برنج خوب آوردم...

یکی دیگه از همسایه هام که پدرش تو همین محله بود، برای ساخت خونه اش، کلا از من آب و برق گرفت ساخت، تا آب و برق خودش وصل شد... علاوه بر آب و برق، فضای خونه ام چون درب و قفل داشت در اختیارش گذاشتم تا مصالحش رو توی خونه من بذاره تا امن باشه...

یکی دیگه از همسایه هام فرش میخواست، منتها نمی‌خواست پول بده بابت فرش، رفتم توی خونه اش، چای خوردم و بهش گفتم چطور همین فرش خونه اش رو تبدیل به احسن کنه...

با بنگاهی اون محله که معتمد اون محله هست رفاقت خوبی برقرار کردم، اونم از طریق ارتباطی که با بزرگ خاندان اون بنگاهی داشتم... بزرگشون، کارخونه دار بود، و اون کارخونه دار منو می‌شناخت... و بابت من حتی زنگ به این بنگاهی زد و این بنگاهی بعد از اون منو خیلی جدی‌تر گرفت...

 

بابت کارهای ساختمونم، اگر بدونم توی اون محله کسی تخصص اون کار رو داره، حتما از اون محله آدم میارم که پولم توی همین محله خرج بشه...

مثلا رنگ کارم از همین محله هست... جوشکار از این محله آوردم... و....

برام شغل و درک اجتماعی مردم این محله، توی اولویت نیست... ارتباط گرفتن با مردم اون محله بر اساس منافعشون، برام مهمه در قدم اول...

من حتی کار انتقال سند این خونه به نام همسرم رو خودم انجام ندادم، عمدا سپردم به بنگاهی، تا بهانه داشته باشم برای ارتباط بیشتر...

برای حمید هم توی همون محله دنبال زمین مناسب میکردم...

 

علت این کارم چیه؟!!

من با این مردم کار دارم... شما نمی‌دونید چه خیر و برکاتی توی ارتباط هوشمندانه با مردم نهفته هست...

تازه کلی برنامه دارم برای وقتی که اونجا مستقر بشم...

فقط میتونم اینو بگم که اگر شما طعم نفع رسوندن به مردم رو بچشید، کلا نمی‌تونید رهاش کنید...

و این موضوع اونقدر مقدسه که اگر خدا برامون رزقش رو نرسونه، هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم

ولو خدای روانشناختی باشیم

خدای ارتباط و تعامل باشیم

خدای نفوذ توی صنوف مختلف و ارگانها باشیم...

باید به دست و پای خدا بیفتیم، تا اجازه بده...

 

من دیروز با یک آشپز هیئتی بزرگ صحبت میکردم

کار اصلیش ام دی اف کاری هست...

یه آدم کم سوادی که خدا بهش توفیق داده معتمد یک جمع تقریبا بزرگی شده و داشت برام از کارهای جمعی هیئتشون می‌گفت... شاید خیلی هم انقلابی نبوده... و به رهبری هم نقد داشت...

اما من کاری به تفکراتش نداشتم... می‌دیدم که خدا اون رو در چه جایگاهی در اجتماع قرار داده... نقطه ای که ایستاده بود واقعا نقطه ای بود که من آرزوش رو از خدا دارم... حاضرم همه خودنمایی ای برای خدا بکنم که به من همچین جایگاه اجتماعی ای بده

 

خوب که دقت کنیم، میبینیم نقاط ثقل اجتماع کجاها هستن...

باید این نقاط دست انسانی دلسوز مردم با افکاری توحیدی بیفته...

اونوقت هست که میشه به سمت یک جامعه ی مهدوی و ولوی و علوی رفت

 

خیلی دعا کنیم برای هم...

اونقدر که من به جایگاه اجتماعی اون آشپز کم سواد هیئت غبطه خوردم، اپسیلونش رو به جایگاه اجتماعی اساتید دانشگاه و وزیر و مدیر کل و رئیس جمهور غبطه نخوردم...

 

به نظر من، مسیر حق از این جاها میگذره...

بسم الله...

 

  • ن. .ا

نظرات (۷)

برای من که ارتباط گرفتن با بقیه خصوصا همسایه‌ها ، خصوصا تو شهری که به فرهنگشون آشنایی و اعتماد ندارم سخت و چه بسا ترسناکه 

این پست آموزنده بود..

درس میگیریم ازتون 🙏🏻

پاسخ:
کاملا درست میفرمائید
منم جای شما باشم، حالا حالا ها به خودم وقت میدم تا بتونم به صورت طبیعی وارد تعامل بشم...
منم که می‌بینید الان دارم به این مسائل فکر میکنم، همشهری اینا نیستم اما حدود ۱۴ سال با اینا زندگی کردم و با تیپ های مختلف اجتماعی شون با تفکرات مختلفشون، با فرهنگ های مختلفشون آشنام و حتی تونستم ارتباطاتی با هسته های تاثیرگذار شهر بگیرم...
اونم بعد این همه سال...

قطعا این چیزا دفعتا اتفاق نمی افته
اما اگر رویکرد مون و نیتمون به تعاملات فراتر از مسائل شخصی باشه، زودتر برامون باب هایی باز میشه...
  • خانم الفــ
  • سلام و نور

    الحمدلله... عملاً با کارهایی که برشمردید، بذر یک ارتباط مدت‌دار و موثر رو کاشتید... چقدر برکات داره این تعاملات. به نظرم این تعاملات،‌یکجور گذشتن از معیارهای وهمی و تکیه بر واقعیت آدم‌ها و ملاک‌های واقعی و عیال‌اللهی آدم‌هاست.... 

    حس میکنم روحیه خاصی میطلبه که واقعا باید از خدا بخوای...

    پاسخ:
    سلام
    بله، کلا این مدل تعاملات، خیلی هشیاری و صبر میخواد
    هشیاری از این جهت که قرار نیست غرق روزمرگی آدما بشی
    و از طرفی نباید هم به روزمرگی آدما بی تفاوت باشیم و برات مهم نباشه...
    و هشیاری بعدی اینکه، بدونی توی یه همچین جمع و محله ای، نقطه زنی یعنی کدوم کار؟!!

  • میم مهاجر
  • «ثابت ماندن شما در سیر الی الله، وابسته به میزان احسان شما به افراد جامعه است.» 

    من در مشاهده زندگی آدم‌های مردم‌دار و اندک تجربه‌هایی دیدم که چطور این رفتار تصاعدی گشایش ایجاد می‌کنه، خیلی دشواره، خیلی سخت‌تر از طی طریق فردی هست، اما گشایش و وسعت رزق مادی و معنوی موجود در این شیوه هم غیرقابل قیاس و بسیار خاص هست. 

    خدای جماعت‌دوستی داریم... 

    پاسخ:
    گشایش هاش عجیبه واقعا...
    گاهی فکر میکردم اینایی که وقتتون رو اینقدر می‌ذارم برای محله و مسجد و مردم، کار و کسبشون چی میشه؟
    از کجا زندگی خودشون تامین میشه...
    وقتی یه گوشه های رو همین آشپز هیئت بهم گفت، واقعا برام یقین آور بود...
    چون خودم هم لمسش کرده بودم خیلی جاها...


    واووووو

    تحت تاثیر قرار گرفتم

     

    پاسخ:
    فکر نمی‌کردم تاثیر گذار باشه...
    این قطعا نشان از هوش اجتماعی و دینی و سیاسی بالای مخاطبین این مطلبه...
  • هیپنو تیک
  • یکی از بهترین مطلب هایی که تو کل عمرم تا حالا خوندم.....

     

    استدلال شما رو تو ذهنم بایگانی می کنم  :)

     

    چقدرخفن بود.... ایول.

     

    این چند روز در تظاهرات های مردمی ، مردم یه شهری یه شعاری می دادن

    "مرگ بر خواص بی بصیرت!"

     

    من زیاد اهل مرده باد و زنده باد نیستم. اما این به نظرم درست اومد.

     

    خواص بی بصیرت خودشون مرکز و کانون فسادن. 

     

    هرچی یه نفر بیشتر سرمایه داشته باشه ، بدون بینش و بصیرت، انبار سیب کرم خورده بیشتری داره.

    پاسخ:
    سلامت  باشید
    برای خودمم جالب شد بازخوردهای این مطلب...



    فرمایشتون درسته
    اما به نظرم قدرت پیدا کردن مردم آسیب خواص بی بصیرت رو هم کمتر میکنه
  • اقای ‌ میم
  • چهقدر جالب که به تفکرات اون آشپز توجهی نکردی

    پاسخ:
    آخه حاکم یک جامعه ای شدن، جایگاه خیلی مهمی هست... 
    فکر کن سرنوشت به جامعه به مدیریت و نگرش اون حاکم مرتبطه...
    حالا اون حاکم می‌تونه ترامپ باشه، می‌تونه حضرت آقا باشه...
    من کاری به شخصش نداشتم... اون پتانسیل حاکم بودنه توجهم رو جلب کرد...
  • مهتاب ‌‌
  • مطلب بسیار زیبایی بود. احسنت به شما.

    پاسخ:
    سلام
    الحمدلله که خوب بوده
    سلامت باشید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    شاید همین چند خط در این صفحات مجازی...
    بالا ببردمان
    یا پائین بکشاندمان...
    یادم نرود عالم محضر خداست...
    .
    .
    .
    اینجا کسی می نوشت که دوست داشت به چشم تو بیایید...

    آخرین مطالب