بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

سلام خوش آمدید

چالش های والد فرزندی

جمعه, ۲۷ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۴۰ ق.ظ

 

من توی مطالب خیلی از بزرگواران مجازی چالششون با پدر و مادرشون رو خوندم...

غالبا هم خانم بودن...

و هر چی نگاه به خودم میکنم میبینم توی کل زندگیم، هیچ وقت با پدر و مادرم چالشی نداشتم...

شاید یه وقتای خیلی محدودی توی زمانی که توی اجاره نشین با چالش های بزرگی روبرو شدم، حدود چهار یا پنج سال پیش... گاهی دلم میخواست پدرم رو هم مقصر بدونم... اما وقتی آروم میشدم، این مسئله از ذهنم پاک میشد...

 

برای همین حس میکنم وقتی کسی از پدر و مادرش گله مند هست، من درک واقعی ندارم ازش...

لذا سعی میکنم نظری ندم...

اما درک واقعی نداشتن رو برای خودم یه نقطه ضعف می‌دونم... چون ممکنه منم یه روز پدری باشم که فرزندم باهام چالش جدی داشته باشه...

مثلا همسرم هم گاهی با مادرش چالش داره... توی چالش همسرم، حس میکنم میفهممش و میتونم حرف بزنم... اما غالبا در موارد این مجازی ها، درک درستی ندارم...

و چون تا حالا فقط از سمت خانمها خوندم این چالش رو... با خودم میگم شاید واقعا جنسیتی باشه... و جنس زن حساسیت‌هایی داره که این چالش ها بوجود میاد...

آخه مثلا خود من با مادرم هیچ چالشی ندارم... اما خواهرم، چرا... چالش داره با مادرم... هر چند به نظرم خیلی جدی نیست، اما داره...

 

واقعا به خاطر حساسیت جنس زن هست؟!!

یا به خاطر توقعات فرهنگی والدین از دختران هست؟!!

البته توقع ندارم کسی مشارکت کنه...

ولی خب اینکه درک واقعی از این مسائل ندارم، آزارم میده...

  • ن. .ا

نظرات (۸)

سلام

فکر کردم این پست رو احتمالا بعد از خوندن آخرین پست من نوشته باشید...

چالش‌ها لزوما ناشی از حساسیت‌ها و توقعات فرهنگی نیست، به نظر من بیشتر ناشی از زخم‌ها و مداوا نشدنشون در طول زمان هست... از هر دو طرف!

در مورد خودم حس می‌کنم، تک‌والدی و عدم حضور پدر برای مدیریت احساسات مادر می‌تونه تاثیر زیادی داشته باشه. این یه دلیله و احتمالا چندین تای دیگه بشه لیست کرد!

شاید آقایون در تعدیل احساساتِ انباشته‌شده و بروزنداده‌ی همسرانشان نقش پررنگی داشته باشند البته که روابط انسانی اون‌قدر پیچیدگی داره و اون‌قدر علت و معلول‌های متفاوتی میشه ازش بیرون کشید که به نظرم نباید قائل به یک علت ساده بود...

پاسخ:
سلام
بله آخرین مطلب، مطلب شما بود...
ولی فراوانی این مدل مطالب توی وبلاگ من نبود...
گاهی به خودم شک میکنم، و میگم نکته واقعا تو سنسورهات تعطیله...
نکته شما در مورد تک والدی تو ذهنم میمونه و بهش فکر میکنم...
به نظرم نکته ی خیلی مهمی است..و واقعی...

اینم یه رزق بود...

  • مهدیه منافی
  • سلام و ادب

    بله به جنسیت ربط داره

    چون خانم ها رابطه محور هستند و روابط براشون اهمیت زیادی داره

     

    در تکمیل صحبت های خانم آرامش 

    یه زمانی به موضوع مادرشوهرها و این که چرا برای بعضی از زوجین تبدیل به مساله میشه نوشتم.

    من ریشه اش رو در رابطه مادرشوهر با پدرشوهر میدونم

    اگر پدرشوهر، مرد کافی باشه و قوامیت و حمایتگری لازم رو داشته باشه، مساله ای برای زوجین به وجود نمیاد.

    اما اگر پدرشوهر فوت کرده باشه یا روابط مادرشوهرپدرشوهر ، خوب نباشه یا پدرشوهر مرد کافی برای اون زن نباشه، مشکلات شروع میشه

    چون پسر خانواده (اگر تک پسر باشه معضل بیشتره) جای پدرش رو از حیث قوامیت و حمایتگری میگیره و مادر به پسر در فقدان شوهر، تکیه میکنه و پسر میشه نقطه اتکا او. 

    و وقتی عروس میاد، عروس یه جورایی میشه هوو

    و سرآغاز مشکلات برای عروس تازه وارد

    مگر این که اون مادرشوهر با این شرایط، تقوای بالایی داشته باشه که فقدان های شخصی اش روی زندگی پسرش اثر نگذاره

     

    و نکته دیگه این که مادرهایی که شخصیت والددارند، میزان کنترل گری زیادی دارند

    و این برای دخترهایی که شرایط ازدواج براشون فراهم نشده

    و تک فرزندها

    با بالاتر رفتن سن تشدید میشه

    چون از یک سنی به بعد نیاز به استقلال اون دختر هم بیشتر میشه

    و همه این ها منشأ چالش هست

    پاسخ:
    سلام و عرض ادب
    الحمدلله این قطعی ثمرات خوب هم داشته و اون بازگشت قدیمی ترها به وبلاگ بوده 

    من فرمایشات شما رو قبول دارم اما بخشی از ماجرا می‌دونم...
    یک دختر و پسر زمانی که به دنیا میان، ویژگی های رو ژنتیکی دارن... تا زمان ازدواجشان هم یک محیط تربیتی رو تجربه میکنن...
    زمان ازدواج، یک شخصیتی هستن برای خودشون... ملکاتی دارن...
    خود ازدواج، یک نوع قیامته...
    بعنوان مثال
     من با یک مدل شخصیتی، با همسرم با مدل شخصیتی دیگه، مواجه میشیم با هم...
    اینجا من ممکنه مرد کافی هم باشم... اما قرار نیست با کافی بودن من، ملکات همسرم هم تعدیل بشه...

    مسیر اسلام چیه در تربیت جامعه؟!!
    در تربیت اشخاص هم همونه...
    یکی از سنت های خدا، قیام دادن نفوس هست...
    هم در عرصه ی اجتماعی، هم در عرصه ی فردی..و
    چرا نفس انسان برای رشد، باید قیام کنه و قیامتی براش رخ بده؟!!
    تا لایه های درونیش براش علنی بشه و با واقعیت مواجه بشه...
    در این قیامت و مواجهه، واکنش افراد خیلی متفاوته...
    مثلا یکی ملکه ی ترس در وجودش شدیده...
    وقتی براش قیامتی رخ میده و با ترسش مواجه میشه، ممکنه سالیانی بره توی پناهگاهی و بیرون میاد...

    گره های درونی افراد خیلی متنوع و زیاده...
    برای همین من معتقدم اون بحث کافی بودن مرد و بحث هایی از این دست، بخشی از ماجراست...

    که اگر اون نگاه عمیق تر رو پشتوانه یک این کافی بودن یا نبودن مرد نذاریم، چه بسا نتیجه گیری ها کاملا غلط میشه...

    در مورد کنترلگری والدین هم همین عرض من صدق می‌کنه...
    قطعا عقبه داره...
    که همسری که آگاه تره فقط می‌تونه آسیبش رو کمتر کنه... ولی اون عقبه، بدون اثر نخواهد بود



  • آقای یاکریم
  • سلام و احترام 

    به نظر من ربطی به جنسیت نداره، بستگی به رفتار پدر و فرزند داره. 

    اول اینکه شفاف کنید منظور شما از چالش چی هست ؟ چون هزاران چالش بین والد و فرزند ممکنه پیش بیاد و هرکدام رو باید جداگانه بحث کرد.

    من خودم شخصاً بله، با پدرم چالش ها و بگومگوهایی داشتم و دارم. در یک کلام بخوام خلاصه کنم، دلیلش «محبت و دلسوزی بیش از حد» ایشان نسبت به منه.

    یعنی چون فکر می کنند که جامعه خیلی خطرناکه و من ممکنه نتونم گلیم خودم رو از آب بیرون بکشم، باید تو خیلی از موارد من دخالت کنند. از انتخاب رشته بگیرید تا دانشگاه و ازدواج و خونه و...

    منم میتونم با یه لحن دیگری برخورد کنم و راه خودم رو جدا کنم ولی چون فرزند اولم و کلا غیر از من فقط یه بچه دیگه دارن، باید رعایت سن و سالشون رو بکنم‌ و احترامشون رو بگیرم.

    ولی همچنان دخالت ها و اظهار نظر ها هست... با فلانی نگرد، فلان جا نرو،...

    حتی موقع این فتنه اغتشاشات در خونه رو قفل کردن تا کسی خارج نشه!

    پاسخ:
    سلام بر یاکریم بیان
    ببین منظورم از چالش یک اختلاف دوسویه هست...
    مثلا مادر من کلا آدم نگرانی هست...
    اینطوری هم نبود ها... 
    حدود ۲۰ سال پیش خواهری ۱۶ الی ۱۷ ساله داشتم که توی تصادف از دنیا رفت...
    این اتفاق برای مادرم تبعاتی داشت... یکیش همین استرس داشتن زیاده...
    مثلا بچه ی من سرما میخوره، چون می‌دونه پیگیری زیاد بکنه ممکنه همسرم ناراحت بشه، یه بار بیشتر زنگ نمیزنه، اما من می‌دونم همش نگرانه و منتظر خبره که مثلاً بهش بگیم خوب شدن...

    یا مسائل مختلف دیگه... هی میخواد بگه فلان کار رو بکن تا مشکل پیش نیاد...
    منم وقتی میگه، شنونده هستم... تا تخلیه بشه...
    بعدش کاری که خودم تشخیص میدم رو انجام میدم....
    غالبا کاری که مادرم میگه رو انجام نمیدم... و همسرم هم می‌دونه...

    برای همینم همسرم خیلی چالش با این موضوع نداره...

    اما انجام ندادن من هم با یه ظرافت های همراهه که مادرم هم دچار چالش نمیشه...

    همین که من رفتار خارج از تعادل مادرم رو تبدیل به اختلاف دو سویه نکردم، خودش صلح رو برقرار می‌کنه...
    لذا میگم من با مادرم چالش ندارم... اما دلیل نمیشه که مادر من رفتار خارج از تعادل نداشته باشه...

    این چالش های هم که شما دارید، به خاطر فرزند اول بودنتون، بخش زیادیش طبیعیه...
    خدا بهت صبر بده...

  • .. مَروه ..
  • سلام علیکم

     

    بنظرم جنسیتی نیست. 

    ولی یکی نکته ای که خانم منافی گفتن، درجه اهمیت روابط برای خانم ها بیشتره و اون رابطه‌ چه خوب باشه چه بد، اثر بیشتری بر روح‌شون داره.

    دوم اینکه هنوز هم در ساختارهای خانوادگی نسل ما، تفاوت‌هایی در آزادگذاری و سطح توقعات از دختر و پسر وجود داره که باعث میشه چالش ها بوجود بیاد. 

     

    بطور کلی اگه خانواده مشکلی داشته باشه، پدر و مادر، همه بچه‌ها کم و بیش آسیب می‌بینن اما این آسیب به دلیل ظرافت‌های روحی و اینکه دخترها کمتر فعالیت های بیرون از خونه دارند، روی دخترها بیشتر میشه. 

     

     

    مساله تک والدی ، یا یک والد ناکارامد هم خیلی چالش زا هست و فشار زیادی بر دوش اون والد موجود هست. 

    و مساله روابط پدر مادر هم خیلی مهمه.  

    + من چند آقا از اطرافیانم می‌شناسم که به طور جدی با خانواده‌شون چالش داشتن. 

    و حتی دو موردشون طوری بوده که آسیب پسر خانواده از دخترها هم بیشتر بوده‌. چون ساختار خانواده مردگریز بوده و زن سالار. 

    خلاصه همه جوره‌اش هست 

  • .. مَروه ..
  • اصلاح می‌کنم : مرد ستیز 

    درواقع اینجوری هستن که خانم‌هاشون معتقدند خودشون دارن زندگی رو اداره می‌کنن و مردها کلا نقش مهمی ندارند و باید در حاشیه بمونند. یه اعتقادی که مردها عقل ندارن اگه زنی کنارشون نباشه :/ 

     

     

    و جالبه من چون مدل ذهنم تحلیلیه، وقتی دنبال ریشه‌اش می‌گردم، می‌بینم کسی که این باورها رو در خانواده رشد داده، مادر خانواده است که تک والد بوده، پدرش رو خیلی زود از دست داده و بعد از اون واقعا مادرش یک تنه همه چیز رو اداره کرده‌. حتی برادرهاش هم وقتی بزرگ شدن، چندان باعرضه و کاری و حامی نبودن، 

    همسر این خانم هم مرد خوبی هست اما مدل حمایت گری و تکیه گاه بودنش، در کل از این خانم دوز کمتری داره. یعنی خود این خانم روحیه‌اش قوی‌تر از همسرشه یه جاهایی. و باز اون حمایتی که باید رو نگرفته. 

    لذا نگاهش با مردهای اطرافش شکل گرفته، که خیلی نباید به مرد بها داد یا منتظر حمایتش بود ، خودت باید رو پای خودت باشی و مرد رو هم زیاد بالا نبری که سروری کنه برات. 

     

     

    البته من مدتها شده به این شم تحلیل گری ذهنم افسار زدم و مطلق فکر نمی‌کنم. انقدر روابط انسانی پیچیده و عمیق هست که نمیشه قضاوتی کرد. صرفا در حد تحلیل ذهنی و برداشت خودم نگه می‌دارم این یافته‌ها رو

    پاسخ:
    سلام علیکم
    خانواده چون بزرگترین کانون رشد در نظام هستی هست، حتما باید هر انسانی خودش رو آماده کنه برای چالش‌هاش و تدابیر برای مدیریت و حلش...

    یه وقتی استاد بزرگواری میغرمودن، ببینید اگر در زندگیتون هیچ مشکل و مانع و کتلی ندارید، به مسیرتون شک کنید...
    مثل این میمونه که کسی قراره قهرمان ورزشی بشه، و هیچ وقت رنج و ریاضتی رو متحمل نمیشه...
    خب معلومه که این شخص ثمری نخواهد داشت... 

    با توجه به نظر بزرگواران، برداشتم اینه که همون‌طور که چالش ها باید تحلیل بشه و ریشه یابی بشه و بر اساس اون ریشه ی مشکل، تدبیر بشه و حل بشه در مقام جزییات...
    یک مرحله یک مهمتر وجود داره و اون نگاه توحیدی به چالش های خانوادگی هست... اگر این مرحله نباشه، اون مرحله یک پیدا کردن ریشه اختلاف و حل کردنش، هیچ وقت به مرحله ی رشد و عروج انسانی نمی‌رسه...

    مرحله ی مهم تقویت نگاه توحیدی، نیت و عمق رفتار شما رو در تدبیر کردن و حل موضوع، می‌سازه...
    اگر این عمق نباشه، به نظر میرسه ما یک فرصت عظیم رو برای رشد و عروج از دست دادیم
     
  • نـــرگــــس ⠀
  • سلام. من خیلی با خانم منافی همراه هستم. به جنسیت و نقش خیلی بستگی داره.

    مخصوصا نقش و جایگاه. از حیث نقش‌آفرینی اقتصادی و عاطفی و کارکردهای هر فرد در خانواده.

     

    ولی از اون طرف هم درک می‌کنم چرا نوشتید درکی ندارید از این قضیه. چون اصلا این خوبه!. همسر منم خیلی حساسیت‌های من رو درک نمی‌کنه و اتفاقا من سعی کردم خودم رو بالا بکشم تا مثل همسرم یه سری حساسیت‌ها برام بی‌معنا بشه. البته یه جاهایی همدلی کرده و همیشه من رو شنیده و سعی کرده اگر اقدامی لازم هست، انجام بده تا تعادل رو بهم برگردونه.

    و آقایونی رو دیدم که اینا با حساسیت همسرشون همراه شدند و هم زنشون خیلی خاله‌زنک تر شده و هم خودشون رو دچار مشکل و بی‌تعادلی کرده، طوری که نمی‌تونند با عقل خودشون بفهمند درست چیه غلط چی.

     

    پاسخ:
    سلام
    بله، جنسیت خیلی تعیین کننده هست...
    و نقش هم همینطور...
    با پاراگراف یا خط آخرتون خیلی موافقم...

    ولی پیشنهاد میکنم پاسخم به خانم مروه رو بخونید، من بهترین دستاوردی که از این مطلب داشتم، همین چیزایی بود که در جواب ایشون نوشتم
  • °•ســــائِلُ الزَّهـرا•°
  • فکر کنم برمیگرده به رفتار والد با فرزندان و فرقی که بینشون میزارن

    من قبل از سی سالگی چالش زیادی داشتم با مادرم،  ولی الان حس میکنم باید تحمل کنم،  باید صبر کنم... 

    باخودم میگم مهم نباشه برات.. هرچی باشه مادرته و دوست نداری ناراحتیشو ببینی. 

    همسرم قبلا بامن هم نظر بود وهمراهیم میکرد، ولی با گذشت سن هردو همدیگه رو به صبر دعوت میکنیم. 

    چون اونم چالش داشت با پدر و مادرش. برای همین میگم که به رفتار والدین برمیگرده

    من به چشم دیدم که والدین هردومون بین فرزندانشون فرق میزارن. ولی چون مطمئنم که ماروهم دوست دارن و جگر گوشه اوناییم مجبوریم برای آرامش خودمون واونا چشم ببندیم رو خیلی چیزا

    پاسخ:
    شما نگاه به نظرات همین مطلب بندازید...
    مثالهای مختلفی که از اختلافات خانوادگی زده شده...

    گویا کسی بی نصیب نیست...
    و پاسخ من به خانم مروه رو بخونید...

    به نظر میرسه باید دیدگاه مون رو به اختلافات خانوادگی، از یه نگاه صرفا تهدیدگونه، خارج کنیم تا رشد کنیم...
    این نظر منه البته
  • مهدیه منافی
  • نکاتی که فرمودید کاملا درسته و تکمیل پاسخ بنده در جوابی بود که به آقای یاکریم دادید. 

    که مساله مدیریت چالش رو نشون میده.

    چالش وجود داره اما مدیریت شده و آسیب زا نشده.

     

    و به همین دلیل در مثالی که عرض کردم این نکته رو هم آوردم «مگر این که اون فرد باتقوا باشه» چون همون تقوا در شما نوعی و افراد دیگه نتیجه اش میشه عدم آسیب اون چالش

     

    + من کلا فضای وبلاگ رو بیش از بقیه جاها دوست دارم. و این سال ها وبلاگ هم سر میزدم. ان شاءالله توفیق پیدا کنم بیشتر حضور داشته باشم. 

    پاسخ:
    درست میفرمائید
    و هر چند این تصوری که می‌خوام پیشنهاد بدم رو خیلی حکمی نمیدونم، اما برای ملموس سازی عرض میکنم
    تصور کنید در خانواده ای همه چیز در حد اعتدال بوده باشه... همه عالی باشن...
    بعد اگر فرض رو بر این بگذاریم که افراد این خانواده صاحب عصمت نیستن، برداشت من اینه که این خانواده، خبری ازشون بیرون نخواهد اومد

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    شاید همین چند خط در این صفحات مجازی...
    بالا ببردمان
    یا پائین بکشاندمان...
    یادم نرود عالم محضر خداست...
    .
    .
    .
    اینجا کسی می نوشت که دوست داشت به چشم تو بیایید...

    آخرین مطالب