چالش های والد فرزندی
من توی مطالب خیلی از بزرگواران مجازی چالششون با پدر و مادرشون رو خوندم...
غالبا هم خانم بودن...
و هر چی نگاه به خودم میکنم میبینم توی کل زندگیم، هیچ وقت با پدر و مادرم چالشی نداشتم...
شاید یه وقتای خیلی محدودی توی زمانی که توی اجاره نشین با چالش های بزرگی روبرو شدم، حدود چهار یا پنج سال پیش... گاهی دلم میخواست پدرم رو هم مقصر بدونم... اما وقتی آروم میشدم، این مسئله از ذهنم پاک میشد...
برای همین حس میکنم وقتی کسی از پدر و مادرش گله مند هست، من درک واقعی ندارم ازش...
لذا سعی میکنم نظری ندم...
اما درک واقعی نداشتن رو برای خودم یه نقطه ضعف میدونم... چون ممکنه منم یه روز پدری باشم که فرزندم باهام چالش جدی داشته باشه...
مثلا همسرم هم گاهی با مادرش چالش داره... توی چالش همسرم، حس میکنم میفهممش و میتونم حرف بزنم... اما غالبا در موارد این مجازی ها، درک درستی ندارم...
و چون تا حالا فقط از سمت خانمها خوندم این چالش رو... با خودم میگم شاید واقعا جنسیتی باشه... و جنس زن حساسیتهایی داره که این چالش ها بوجود میاد...
آخه مثلا خود من با مادرم هیچ چالشی ندارم... اما خواهرم، چرا... چالش داره با مادرم... هر چند به نظرم خیلی جدی نیست، اما داره...
واقعا به خاطر حساسیت جنس زن هست؟!!
یا به خاطر توقعات فرهنگی والدین از دختران هست؟!!
البته توقع ندارم کسی مشارکت کنه...
ولی خب اینکه درک واقعی از این مسائل ندارم، آزارم میده...
- ۰۴/۱۰/۲۷
سلام
فکر کردم این پست رو احتمالا بعد از خوندن آخرین پست من نوشته باشید...
چالشها لزوما ناشی از حساسیتها و توقعات فرهنگی نیست، به نظر من بیشتر ناشی از زخمها و مداوا نشدنشون در طول زمان هست... از هر دو طرف!
در مورد خودم حس میکنم، تکوالدی و عدم حضور پدر برای مدیریت احساسات مادر میتونه تاثیر زیادی داشته باشه. این یه دلیله و احتمالا چندین تای دیگه بشه لیست کرد!
شاید آقایون در تعدیل احساساتِ انباشتهشده و بروزندادهی همسرانشان نقش پررنگی داشته باشند البته که روابط انسانی اونقدر پیچیدگی داره و اونقدر علت و معلولهای متفاوتی میشه ازش بیرون کشید که به نظرم نباید قائل به یک علت ساده بود...