باباها تایید میکنن؟
پدر بودن و پدری کردن، بدون خدا خیلی وحشتناکه...
بعضیا تو کارخونه بهم میگن بابای مجموعه...
هنوز کوچیکم برای این وسعت از بابا بودن...
برای همین وقتی ویس استاد یزدان پناه رو در مورد بین الطلوعین تو کانال خانم الف شنیدم، جمعه خانوادگی رفتیم حضرت معصومه... هوای بعد از ظهرش عالی بود...
صحن امام رضا جانش نشستیم... به حضرت عرضه داشتم: من خیلی کوچیکم برای این وسعت از بابا بودن...
یه وقت فاسد میشماااا
بین الطلوعینم رو بهم برگردونید...
من ارتباط قوی تری لازم دارم...
یادم اومد، استادی میفرمودن فضیلت نماز صبح، اول وقت و آخر وقت نداره، هر موقع بخونی در ساعت شرعی خودش، همون فضیلت رو داره... به این فکر میکردم که این به خاطر برکت طلوع فجر تا طلوع آفتاب هست...
این ساعت تجلی این آیه قرآنه: هو اول و آخر و....
این روزا خیلی بهتر میفهمم این بیت نظامی رو:
اگر با من نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی
میدونید!!!
خدا خیلی دوستم داره...
خیلی مشتاقه من توجه بیشتری داشته باشم به ساحتشون ( ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق شد)
خیلی مشتاق منه...
اما من خیلی در میرم... به قول رفقا عین کش تمبون...
عین بچه های بیش فعالی هستم که تمرکز پائینی دارن... تا دو کلمه باهاش حرف میزنی، توحد ندارن روی یک بحث...
خدایا، سحر و بین الطلوعینم رو بهم بده... خودتم کمکم کن...
هم بابای خوبی میشم، هم بنده ی خوب
من خیلی اضطرار رو تجربه کردم...
زمان اغتشاشات اخیر، از شورای تامین شهر، زنگ زدن به ما و خیلی کارخونه های دیگه...
پرسیدن حقوق چه برجی رو دادید؟!! بیمه هاشون وصله؟!!!
میخواستم بهش بگم: آقای شورای تامین
اگر تو به خاطر مدیریت اعتراضات و اغتشاشات، اینقدر اضطرار داری
من سال سومه که به خاطر اینکه اینا جلوی زن و بچه هاشون شرمنده نشن، اضطرار دارم...
همینایی که گاهی بهم فحش ناموسی هم میدن...
همینایی که تا حالا بارها لعنتم کردن و به خدا و اهل بیت و تمام اعتقاداتشان واگذارم کردن...
همینایی که نفرین به زن و بچه ام کردن...
همینا...
و خدا میدونید آخرش چکار میکنه؟
آخرش که ببینه دیگه اون بچه ی بیش فعال، بی تمرکز نیستیم و خوب دل به دل خدا دادیم میگه:
هر چی تو بخوای، منم همون رو میخوام... تو بخواه تا ملائکه ی من برات انجام بدن...
نمیدونم بعدش چی میشه دیگه...
- ۰۴/۱۱/۱۲
چه شرایط سختی داری