بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

سلام خوش آمدید

غیرت اجتماعی

دوشنبه, ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۲۰ ق.ظ

یکی با شماره ی استان ما زنگ زده... حس وطن بهم دست داد... جواب دادم... لهجه نقی معمولی... مشتی...

گفت شش سال پیش از شما فرش خریدم... دو تخته دیگه میخواستم...

گفتم خب ممکنه اون فرش الان دیگه تولید نشه... عکسش رو برام بفرستید لطفا...

گفت: بله... به همکارتون زنگ زدم گفتن تولید نمیشه... ولی همسرم خیلی اصرار دارن همون رنگ بندی و همون طرح باشه...

البته من خودم عضو هیئت علمی دانشگاه هستم و برام مهم نیست که حالا این دو تا فرق داشته باشه...

ولی خانم هستن دیگه!!!

ایشون اصرار داره... چکارش میتونید بکنید برای ما؟... اگر لازم باشه چند ماه صبر هم بکنیم، ما میتونیم منتظر بمونیم...



میخواستم بگم:

اقای باسواد هیئت علمی...

انتخاب خانواده ی شما، انتخاب خانواده هست... شما نماینده ی اون خانواده ای... چرا صف خودت رو از صف خانواده ات جدا میکنی؟

مرد باش...

 

از حساسیت همسرت خوشت نمیاد... اشکالی نداره...

مرد که میتونی باشی...

گردن بگیرش... دفاع کن از سلیقه ی خانواده ات...

سرت هم اگر میشکنه تو کلاه خودت بشکنه...



این مطلب ارزش نوشتن نداشت... اما چون میبینم به لحاظ رفتارهای اجتماعی هم دچاریم به این آفت، نوشتم...

نوشتم که بگم: خوبه که مرد باشیم...

 

مردم علاج در وطن است...

  • ن. .ا

نظرات (۴)

  • اقای ‌ میم
  • باید دید غیرت رو چی معنی میکنیم؟

    یه زمانی غیرت معنی خودش رو داشت الان هر کسی یه تعریفی ارائه میده

    پاسخ:
    وقتی صف خودش رو در یک تصمیم سلیقه ای از همسرش جدا می‌کنه یعنی این غیر هست 
    و از من نیست...
    خب آدم بدش میاد...
  • نـــرگــــس ⠀
  • خدایا آیا من حق دارم از این آدم‌ها بدم بیاد؟ 

     

    + انقدر که این آدم‌ها (به قول شما) از تعادل خارجم می‌کنند، اگر یک کسی رو ببینم با عقاید سیاسی مخالف خودم، دچار عدم تعادل نمیشم. 

     

    داشتم فکر می‌کردم چرا اینجوری هستم. حس کردم شاید دلیلش اینه که تفاوت ها در دیدگاه‌های سیاسی رو قابل تغییر می‌دونم ولی اینا رو نه.

    و حتی گاهی حس می‌کنم این مدل نگرش‌های آدم‌ها در فضای خانوادگی و نگاه جنسیتی، توی دیدگاه‌های سیاسی هم سرریز میشه. یا بهتره بگم ریشه‌های در عمق یک سری دیگه از مسایل میشه. 

     

    عمیقا برای این آدم‌ها احساس تاسف می‌کنم.

    پاسخ:
    بهتون حق میدم
    جدای از این که دافعه داره، ماجرای غم انگیزی هست
    فکر کنید همین حساسیت ها و خلقیات، بخش قابل توجهی از شخصیت طرف مقابله...
    وقتی خط می‌کشی رو حساسیتش ( فارغ از درست یا غلط بودن)
    یعنی شما که باید تکیه گاه و عمود اون خونه باشی، داری اعلام میکنی ما خطمون و مسیرمون جداست ...

    کلا کاش آدما تا هر وقتی با هم هستن، برای همدیگه امن باشن...
    رفتار این مرد خیلی حس ناامنی میده هم به همسرش و هم به فرزندان...
  • خانم الفــ
  • یادمه اولین جمله و واکنشی که از همسرم به دلم نشست، همون روزای اول زندگی مشترک بود. ساعت دیواری رو به سلیقه من خریده بودیم. یعنی بین دو تا انتخاب،‌اونی که من میخواستم شد.

    مادر همسرم گفتن اینو خریدید؟ یه جایی هست خیلی مدلای بهتری داره و.... همسرم گفت " نه قشنگه... زهرا دوستش داره. به نظر منم قشنگه....

    با خودم فکر میکردم چیز مهمی نیست و نمیدونستم چرا حس خوب گرفتم از این رفتار...اصلا فکر نمیکردم کسی برخلاف این رفتار رو نشون بده...‌


    واقعا چیزی که خیلی توی ذوق میزنه ، این جمله "زنها اینطوری... همه مردا اینطوری..‌" هست...چیزی که میتونه سلیقه باشه یا نتیجه طرز تفکر، جنسیتی میشه....

    پاسخ:
    وقتی این ویژگی حمایت گری و پشتیبان بودن مرد رو ازش بگیرن یا خودش حامی نباشه، خلا زیادی به زندگی مشترک وارد میشه...
    و چقدر مردهای حامی، بستر خوب در خانواده ایجاد میکنن...

    چرا ارزش نوشتن نداشته باشه؟

    خیلی مهمه اتفاقا.

    پاسخ:
    آخه توی جنبه ی فردی از این موارد خیلی پیش میاد، اگر بخوام بنویسم، خیلی سوژه هست...
    ولی خب نوشتنش چقدر می‌تونه مفید باشه؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    شاید همین چند خط در این صفحات مجازی...
    بالا ببردمان
    یا پائین بکشاندمان...
    یادم نرود عالم محضر خداست...
    .
    .
    .
    اینجا کسی می نوشت که دوست داشت به چشم تو بیایید...