بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

سلام خوش آمدید

مستند شنود_ ۲

دوشنبه, ۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۲۰ ق.ظ

این آقای راوی یه جایی از روایت هاش برمیگرده به زندگی شخصیش و موضوع ازدواجش رو شرح میده...

میگه همسر من وقتی متولد شد بعد از دو ماه خانواده اش فهمیدن سرطان داره... پیگیر دوا و درمان شدن و بعد یه مدت به لطف خدا، درمان شد... گویا دوباره توی نوجوانی این خانم، سرطان عود کرد... و دوباره خوب شد...

موقعی که این آقا رفتن خواستگاری، این موضوع رو بهشون نگفتن، ایشون بعد از ازدواج فهمیدن...

و این شد مایه ی اختلاف خانوادگی بین خانواده ی آقا و خانواده ی خانم‌...

بین خود خانم و آقا هم اختلاف شد و حتی کار به جاهای باریک کشیده و آقا تصمیم به طلاق گرفته بودن...

آقای راوی هم مداح بودن، هم قاری قرآن بودن هم فرمانده پایگاه بسیج بودن و هم یک شغل امنیتی داشتن...

این آقا میگفتن وسط درگیری هام با همسرم، یک روز توی هیئت، با خودم گفتم اگر من این خانم رو طلاق بدم، یک درد به جامعه ی امام زمان اضافه کردم... من که دوست دارم کاری برای جامعه ی امام زمان بکنم، ایشون رو نگه میدارم... به سمت طلاق نمیرم، هر چند قانون و عرف به من حق میدن بابت تصمیم بابت طلاق، چون موضوع به این مهمی رو از ما پنهان کرده بودن...

اما من برای اینکه یک مشکل و یک درد به امام زمان و جامعه ی امام زمان اضافه نکنم می‌گذرم از این موضوع، و با ایشون زندگیم رو ادامه میدم...



نمیدونم متوجه نیت نورانی این آقای راوی میشید یا نه...

این نیت خیییلی وزن داره...

حتی ایشون بعدها فراموش کرده بودم چه عهدی با خدا بستن و یک بار بابت این پنهان کاری خانواده خانم، زخم زبان زدن... و یک حادثه ی ناگوار تو زندگیشون پیش اومد و دختر دو ساله شون از نوک سر تا پا، سوختن...

حتی تا دم نابینا شدن پیش رفت دخترش، به خاطر سوختگی ( کتری آب جوش از دست مادر خونه، افتاد و کل آب جوش ریخته روی سر این بچه ی دوساله...)

وقتی آقا به خاطر بیماریش، رفته بود اونور، نشونش دادن سوختن دخترت، به خاطر زخم زبونی بود که زدی به همسرت... و میگفت، دیدم همسرم با زخم زبان من سوخت... زنگ زده بود به مادرش، مادرش هم سوخت... مادرش به پدرش گفت، پدرش هم سوخت...

اگر نیتش رو نپذیرفته بودن، مطمئن باشید این عقوبت رو هم برای دخترش رقم نمیزدن...

 

غرض:

خواستم توجه بدم به نیتی که اون روز در هیئت کرد...

دوستان و بزرگواران:

نیت های ما، بیش از خود اعمال ما، ما رو می‌سازن و تقدیرات ما رو رقم میزنن...

مخصوصا نیت های انسان های مومن...

نیت های صادق...

 

برای این که نیت هامون رو درست کنیم حقیقتا نیاز به لطافت داریم...

اینکه میگم، نیت مومن، از خود عملش، رشد دهنده تره... این شوخی نیست... بحث های بسیار جذابی داره...

و نیت چیه؟!!

سمت و سوی قلب شماست...

به کدوم طرفه؟!!

  • ن. .ا

نظرات (۵)

سلام علیکم

بسیار پیش اومده که در لحظات ناب، نیت‌هایی کردم که بعدا یادم رفته، یا حتی همون موقع می‌دونستم که یادم می‌ره. ولی بعدا اتفاقاتی افتاده که دیدم انگار در راستای اون نیت منه.

اما از این مطلب، برای نیت‌هایی که روزی، جایی، کردم و الان فراموش کردم و ممکنه خلافش عمل کنم، خیلی ترسیدم، خیلی...

پاسخ:
سلام علیکم
خوشحالم که هنوز می‌خونید اینجا رو...

خیلی به نکته ی مهمی اشاره کردید...
اینکه به ما توصیه شده در شبانه روز استغفار کنید، یکی از علت هاش همینه
همون‌طور که نیت صادق ما پذیرفته میشه
به همون وزن، استغفار صادقانه ی ما (همین که نوشتید خیلی ترسیدم، با همین حال) هم پذیرفته میشه، بابت گناهانی که گاهی به چشممون نمیاد...
و اساسا این استغفار ها خودش پل ارتباطی ما هستن با خدا...

به نکته هم در مورد این مستند بگم:
بار اول که گوشش دادم، می‌دیدم داره منو به سمت وسواس می‌بره...
گذاشتم چند ماهی ازش بگذره...
بعدش با هیجان کمتری گوشش بدم...
لذا در سری دوم دارم اون نکاتی که گنجه رو می‌نویسم... 
سعی کنید به روز من دچار نشید
  • خانم الفــ
  • سلام و نور

    کتابش رو خونده بودم ولی انگار صوت، خیلی کاملتر از کتابه‌. چند جا راجع به نیت و یا دعاهای خالصانه مادرشون یا خودشون صحبت کردند که حقیقتاً خیلی منو به فکر فرو برد

    پاسخ:
    سلام و عرض ادب
    توی این صوتها، اولین چیزی که میگه اینه که خود راوی در نوشتن اون کتاب هیچ نقشی نداشته، و از طرفی حدود ۶۰ صفحه رو ممیزی های نشر، حذف کرده بودن... و ظاهراً از اون کتاب اصلا رضایت نداشتن...

    و البته به چیزی هم میگم که نظر شخصیمه
    اون کتاب اگر دقیقا عین صوتها باشه....
    شما در صوتها، طنین یک صدا رو دارید که حاوی حقیقتی هست...
    من نمیتونم بیش از این توضیح بدم...

    و یک نکته ی دیگه هم اضافه کنم
    من بر خلاف خیلی ها، حدود دو سالی میشه که زندگی پس از زندگی رو در ماه رمضان دنبال نمیکنم...
    فقط سال اول خیلی برام جذاب بود...
    اما علت توجه ام به این مستند صوتی، دغدغه و مسائل اجتماعی و امت اسلامی هست...
    من توی این مطلب، بحث نیت و سمت و سوی قلب رو مطرح کردم... 
    و بیشتر بازش نکردم...
    اما اگر قرار بود بازش کنم، شما میدید تماما اجتماعی هست
    اصلا چرا راه دور برم و گنگ صحبت کنم
    توی اسفار اربعه سفر آخر و اوج سفرهای عرفانی چیه؟!
    سفر از خلق در خلق
    اینجا غوغاست...
    هر چند قبلش سفری از خلق به حق بوده... و از حق در حق بوده و الی آخر...
    اما سفر آخر، از همون سفر اول، میشه افق و چشم انداز...
    اگر افقمون درست نباشه، مسیرمون منحرف میشه...

    علت توجه من به این مستند همینه...
    والا تجربه های بعد از مرگ، زیادن و تقریبا تمامشون ناظر به امورات شخصی افراد هستن...
  • خانم الفــ
  • بله. درباره تجربیات نزدیک به مرگ،‌نقدهای مفصلی دارم. شاید تنها از جنبه ی اثبات وجود روح و عوالم دیگه قابل بررسی و توجه باشن.

    اما این مطلبی که میفرمایید قابل تامله، به شرط اینکه صحتش‌ مورد تایید باشه، یعنی صرفا تجربه ای شخصی نباشه که از شخصی به شخص دیگه بر اساس صور خیالیش و برداشتی که از واقعیت داره، متفاوت باشه. و بشه به عنوان یه اصل بهش توجه کرد.

    باید بشنومش.

    پاسخ:
    ایشون این مستند رو با همراهی و هماهنگی آقای امینی خواه ثبت و ضبط کردن، و در کنار صحبت های راوی، گاهی خود آقای امینی خواه هم ورود میکنن و نظر میدن
    آقای امینی خواه، مبانی فکریشون از زیرمجموعه های مبانی علامه حسن زاده هست، که خب نمیشه به این سادگی منتسب کرد ولی من میگم ما خودمون درک از مبانی داریم، میشه تطبیق داد و نکات خوب رو گرفت...

    شما در نظر داشته باشید که ما مبحثی داریم تحت عنوان احادیث برزخی...
    احادیث برزخی یعنی حدیثی که شخصی در زمانه ی ما مستقیما از صاحب عصمت شنیده...
    یعنی دیگه نباید دنبال سلسله ی سند هم بگردید...
    چقدر حس ناامنی میده به شما؟!!
    از طرفی ما میگیم کلام صاحب عصمت حتی اگر سلسله رواتش هم صحت سنجی شده باشه متواتر هم باشه، شما نه اخذ کنید نه رد...
    مرحله ی اولش فهم کردنه...
    اگر به فهمش نرسیدید، نه اخذش کنید نه رد...

    رویکرد ما با این اتفاقات هم همینه...

    اینها چیز تازه ای نیست در ادبیات اعتقادی ما...
  • خانم الفــ
  • درست میفرمایید.. با تطبیق دادن و بدون درگیر شدن با مسائل بی اهمیت یا کم اهمیت.

    این نوع نگاه شما به این قضیه و نوع موضوعاتی که بحث میکنید، به صواب نزدیکتره...

    پاسخ:
    دقیقا
    حریت میخواد این چیزا

  • اقای ‌ میم
  • من کتابش رو خوندم خیلی جالب بود برام

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    شاید همین چند خط در این صفحات مجازی...
    بالا ببردمان
    یا پائین بکشاندمان...
    یادم نرود عالم محضر خداست...
    .
    .
    .
    اینجا کسی می نوشت که دوست داشت به چشم تو بیایید...