بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

سلام خوش آمدید

تقدیر _ موفقیت (1)

يكشنبه, ۱۲ آبان ۱۴۰۴، ۱۰:۵۸ ق.ظ

گاهی برای زندگیمون هیچ هدف جدی ای نداریم که خیلی بده و به دور از حیات انسانی هست...

 

گاهی هدف داریم، هدفمون هم خیلی جدی هست، اما متناسب با ما نیست.

یعنی یا ما برای اون هدف ساخته نشدیم، یا اون هدف به ما آسیب هایی میزنه که ارزشش رو نداره سمتش بریم، یا هزینه هایی برای ما داره که نشدنیه و از نیمه راه منصرف میشیم...

 

گاهی هم هدفمون، هم جدیه هم متناسب ما هست، هم ما برای اون هدف ساخته شدیم، اما موانعی در مسیر ما قرار میگیرن که نمیتونیم اون اهداف رو به سرانجام برسونیم.

 

یه حالت چهارمی هم وجود داره:

گاهی هدفمون اشتباست، یا بلاتکلیفم در مورد هدفمون...

اما به دفعه تو مسیری قرار می‌گیریم که هم هدف اصلاح میشه، هم موانع برطرف میشه، هم انگیزه مضاعف میشه و واقعا میشیم مصداق این جمله: خدا براش ساخته...



حالا سوال واقعا اینجاست:

آیا همون‌طور که رنج در زندگی انسانها قابل حذف نیست و گریزی ازش نیست، آیا گره و موانعی که بین ما و اهداف درستمون فاصله بندازه هم یک امر قطعی و حتمی هست؟!!

 

آیا راهی وجود داره که بتونیم اهداف زندگیمون رو جوری تعیین کنیم که هم برای اون هدف ساخته شده باشیم هم رشد واقعی مون حرکت به سمت اون هدف باشه؟!!

 

من الزاما مقید نیستم به این سوالات جواب بدم... فعلا طرح مسئله کردم تا ببینیم روزی همگی ما چی میشه؟!!

 

  • ن. .ا

نظرات (۳)

  • نـــرگــــس ⠀
  • سلام 

    من فکر می‌کنم، آدم‌ها اولش دو دسته میشن.

    آدم‌هایی که جدی هستند و زندگی رو جدی گرفتند. حالا یا چون می‌خوان به اهداف مادی‌شون برسند یا چون حواسشون هست که ابد در پیش دارند.

    دسته دوم، آدم‌هایی هستند که هنوز زندگی رو جدی نگرفتند... 

    به نظر من، از دسته دوم چیزی در نمیاد...

    اما دسته اول از اونایی که حواسشون هست ابد در پیش دارند، احتمال بیشتری وجود داره که خداوند مسیرشون رو براشون اصلاح کنه.

    اما اونایی که صرفا دنبال اهدافی در زندگی مادی هستند، بگیر نگیر داره و اصلا معلوم نیست هدف شون متناسب با شرایطشون باشه و بتونند به سر منزل مقصود برسند‌. به هرچی هم برسند، بازم انگار نرسیدند و تشنگی می‌کشند.

     

    راستش من کم کم دارم به این نتیجه میرسم که اگر هدف و نیت درست باشه، دیگه آدم نگاهش به سختی‌ها این میشه که اینا قراره رشدم بدن. چون بدون این مشکلات و رنج‌ها، اونقدری بزرگ نمیشم که بتونم به هدفم برسم...

    پاسخ:
    سلام
    کاملا با فرمایشات شما موافقم
    اما مسئله ای که بابش رو باز کردم مستلزم دو سبک زندگی متفاوت هست
    موضوع موفقیت اون هم در ادبیات زمانه و رسانه های ما موضوعی هست که تفاوت های جدی با کلمه وفق و توفیق در قرآن داره، لذا بحث ما بررسی یا بحث در مورد ریشه های معنایی قرآنی موفقیت نیست
    مثلاً در موضوع موفقیت در ادبیات زمانه ی ما، سبک زندگی ابراز و تفاخر رو به همراه داره...
    مثلاً وقتی من به یک جایگاه مطلوب اجتماعی رسیدم، چون سند موفقیت منه، دائم اون رو تابلوی خودم قرارش میدم...
    اما در مسئله با موضوع تقدیر خوب، اگر ابرازی هست از یک گشایش، باید بر اساس حجت باشه...
    باید حجت داشته باشم برای ابرازش... اما در موضوع موفقیت اینطور نیست...

    مثلا من در نظرات یکی از مطالبم «رضا» خودم نظری گذاشتم و در جواب نظرم موضوع جور شدن وامم رو مطرح کردم...
    یک روز کامل در حال استغفار بودم به خاطر نوشتن اون خاطره...
    خیلی اون روز ناراحت بودم از طرحش...

    غفلت های این طوری، تقدیر خوب رو از ما دور می‌کنه...

    موضوعی که برام خیلی جذابه اینه:
    اساسا خدا چرا برای بنده اش تقدیر خوب رقم میزنه؟!!
    چرا گره های کور رو از زندگی مومن دور میکنه؟!
    سختی رو دور نمیکنه ها
    سختی های مومن در مقایسه ظاهری با افراد عادی، چه بسا بیشتره...
    اما گره کور وجود ندارد...
    فهمیدن این مسئله خیلی حس عاشقانه ای به انسان میده

  • اقای ‌ میم
  •  رنج از زندگی انسان حذف شدنی نیست؟

    برای این جمله میتونی یه مثال بزنی؟

     

     

    پاسخ:
    مثال نمیخواد، به خودت نگاه کن، به اطرافیانش که زندگیشون جلو چشمت هست نگاه کن...

    این سینا می‌گه: نبودن شر، شر عظیم است
    وبلاگ طور سینا می‌گه:
    نبودن رنج، رنج عظیم است

    امیرعلی چند وقت پیش بهم میگه:
    بابا من دنیا رو بیش از بهشت دوست دارم، دوست دارم همینجا باشم...
    میگم : چرا؟
    میگه آخه تو بهشت هیچ رنج و سختی ای نیست، جایی که سختی نباشه، حوصله ی آدم سر می‌ره:)))

    با نگاه دنیایی بهشت بدون رنج رو تصور کرد و دید دوستش نداره و حق هم داشت
  • اقای ‌ میم
  • مثال عینی نداری؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    شاید همین چند خط در این صفحات مجازی...
    بالا ببردمان
    یا پائین بکشاندمان...
    یادم نرود عالم محضر خداست...
    .
    .
    .
    اینجا کسی می نوشت که دوست داشت به چشم تو بیایید...