بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

سلام خوش آمدید

محیط مردانه

دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۰۳ ق.ظ

برعکس رستوران و فست فودی که هیچ وقت بدون خانواده نمیرم قهوه خانه رو دوست دارم و تقریبا ماهی یه بار میرم... تنها هم میرم...

یه صبحانه مشتی هم میزنم و میرم سرکار...

امیدوارم وقتی علتش رو میگم متهم نشم به زن ستیز بودن ( حالا متهم بشم هم مهم نیست 😏)

علتش محیط مردونه و داش مشتی طورش هست... امیدوارم توی شهرهای شما هم هنوز این محیط مردونه مونده باشه...

یه محیط مردونه ی دیگه که عمیقاً دوست دارم دوباره فراغی پیدا کنم و برم توش و زندگی مردانه رو نفس بکشم... کشتی یا زورخونه هست...

من چهار پنج سال از نوجوانی خودم رو در باشگاههای کشتی گذراندم و اون محیط مردونه و لوتی منش رو دیدم...

دوباره آنم آرزوست...

 

مدیونید اگر با خواندن این مطلب تصویر حشمت فردوس اومده باشه تو ذهنتون...

من تصویر پهلوان تختی اومد تو ذهنم...

:)))

 

 

  • ن. .ا

نظرات (۱۰)

الحمدلله که با وجود اینکه شعار همسرم همیشه این شعر حسین پناهی هست:

من نمی بخشمت که جای پات بی جای پام رو جایی هک بشه...

ولی با قهوه خونه رفتنم مشکلی نداره، فقط میگه غصه ی پولت رو میخورم... بیا خوشمزه ترش رو خودم برات درست میکنم...

 

با کشتی و زورخانه رفتنم هم مشکلی ندارد فقط حرف منطقی میزنه:

میگه از وقتی که باید برای خانواده بذاری نزن...

براش یه وقتی باز کن... از کارهات کم کن...

 

راست میگه..

با این اوصاف فعلا نمیشه سمتش رفت

 

  • اقای ‌ میم
  • اصلا محیط قهوه خونه رو دوست ندارم

    پاسخ:
    حالا قهوه خونه خلافکارا نرو
    نظرت عوض میشه
  • اقای ‌ میم
  • قهوه خونه جای خلافکاراست دیگه

    پاسخ:
    نه اخوی
    ذهنیت مال فیلم فارسی هاستاااا
    حالا یه وقتایی دو تا راننده کامیون هم میان یه چیزی میخورن میرن...
    راننده کامیون که خلافکار نیست
    تازه مثل قدیما اکثرشون دیگه سیبیل هم نمی‌ذارن
    :))))

  • اقای ‌ میم
  • وقتی کافه هست چرا قهوه خونه؟

    پاسخ:
    کافه اصالت قهوه خونه رو نداره...
    تازه من علت دوست داشتن قهوه خونه رو گفتم...
    کافه این آپشن رو نداره
  • اقای ‌ میم
  • نسل قدیمی:)

    پاسخ:
    قدیم و جدید نداریم
    پیر و جوان داریم
    پیری و جوانی هم به درک و فکر و اندیشه هست نه به سن و سال
  • اقای ‌ میم
  • این هم نظریست:)

    پاسخ:
    باشه
    حالا تهران اومدم با تو میریم کافه
    من به کافه رفتن با جنابعالی هم راضی هستم
  • اقای ‌ میم
  • من پایه ام

    پاسخ:
    آفرین
    باید منتظر باشید ببینم عیالواری مثل من کی وقت آزاد برای کافه گردی مجردی اونم تو تهران پیدا می‌کنه...
    مثل این میمونه که به نگهبان شیفت شب یه ساختمون مهم که جایگزینی هم نداره، بگی شب بیا بریم یه دوری تو شهر بزنیم...

  • اقای ‌ میم
  • من زیاد کافه و رستوران میرم اگه یه بار اومدی تهران و فرصت شد خبرم کن

    پاسخ:
    چشم

    یه محیط مردونهٔ دیگه؛ کله‌پزی!

    البته اینو بنده هم می‌رفتم ولی بستگی به نوع مکانش داره، برخی‌شون دقیقا همین فضای مردونه رو حفظ کردن طوری که معذب میشدم و ترجیح می‌دادم نرم.

    پاسخ:
    کله پزی، اصالتا مال صبح اول وقته... مثلا ساعت ۵ یا شش صبح...
    دوران دانشجویی با رفقا می‌رفتیم
    ولی الان انگیزه اش رو ندارم...
    ترجیح میدم این ساعات توی خلوت خونه ی خودم باشم...
    یا با تفکر
    یا با ذکر و دعا و سجاده...
    یا با مطالعه...
    یا با خواب :)))
    بگذرونم...

    کله پزی وسط روز رو جدیدا مد کردن
    :))

    همسر منم عاشق اینه یه وقتایی فقط تو جمع مردونه باشه،  اصلا روحش زنده میشه :) 

    منم بهش اجازه میدم واقعا. و تا وقتی که حواسش هست حق ما رو هم باید رعایت کنه و بعدا برای ما هم جبران کنه، این رضایت قلبی من همراهشه. 

    همونجور که منم دوست دارم گاهی بدون حضور آقایون توی جمع دوستانه‌ام باشم و فعالیت‌هام رو دارم. 

     

    پاسخ:
    درسته...
    من اگر توی شرایطی بودم که اینقدر وقت و زمانم قفل نبود، حتما یکی دیگه از محیط های مردونه ام، فعالیت های مسجدی بود...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    شاید همین چند خط در این صفحات مجازی...
    بالا ببردمان
    یا پائین بکشاندمان...
    یادم نرود عالم محضر خداست...
    .
    .
    .
    اینجا کسی می نوشت که دوست داشت به چشم تو بیایید...