بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

بسم الله الرحمن الرحیم

به سوی کسی میروم که قدرت و زیبایی از او معنا گرفته است...

سلام خوش آمدید

میخوام در مورد "مردم" بنویسم...

میدونید دوستان!!!

موضوع "مردم" خیلی موضوع نابی هست...

امسال چند هیئت رفتم... البته بیشتر همون هیئتی رفتم که سالهای قبل میرفتم... اما دیگه این هیئت هم مثل سالهای قبل نیست برام...

امسال خیلی برام مهم نیست که زودتر برم تا به سخنرانی هم برسم... غالبا وسط روضه میرسم و آخرای سینه زنی میام بیرون....

امسال برام موضوع "مردم" خیلی پررنگه...

و محرم رو هم از این منظر که نگاه میکنم کمی ناراحت میشم بابت رویه ی اشتباه اکثر هیات... رویه ی اشتباه حوزه علمیه...



امسال اصلا انگیزه گوش دادن به پناهیان رو نداشتم... و گوش ندادم...

خدا گواهه به خاطر مواضع انتخاباتیشون نبود... 

و خیلی از سخنرانان دیگه...

امسال حوصله شون رو نداشتم... چون به نظرم ساختاری که حوزه برای مبلغین تعیین کرده، ساختار معیوبی هست...

فقط یه سخنران هست که مترصد فرصتم تا ببینم امسال چی گفتن... که فکر کنم امروز و فردا وقت خوبی باشه...

 

فقط از حوزه گله ندارم... از هنرمندان گله دارم... از مومنین و مذهبی ها (خودمون) گله دارم...

میدونید مردم مثل چی میمونن؟

یه خانواده رو تصور کنید که مثلا چهار فرزند دارن... فرزندها با هم متفاوتن... یکی مذهبی هست... یکی ضد مذهبه...

یکی کلا کاری به مذهب نداره و کاسبیش براش مهمه....

یکی هم کلا خیالبافه...

این خانواده با این تنوع اگر نخ تسبیح نداشته باشه (پدر و مادری هوشمند) در این خانه جنگ درست میشه...

وفاق توی این خونه نیست...

مردم اون 4 فرزند جامعه هستن...

پدر و مادر اگر توی این خونه ادب رو حکم فرما کرده باشن میتونن این تفاوتها رو جوری مدیریت کنن که به منافع خانواده آسیب نزنه...

 

سیستم حوزوی ما و س یستم آموزشی ما و سیستم متنفذین جامعه ما پدر و مادر برای جامعه طراحی و تدبیر نکردن...

حوزه سخنران تربیت کرد...

سخنرانی که در بهترین حالتش علم خوبی هم داره... شناختش هم عالیه...

به چه دردی میخوره؟!!!

تاثیرش خیلی کمه...

من اگر توی مریخ زندگی میکردم حتما سیستم حوزه علمیه ی اونجا رو اینجوری میچیدم که میرفتم توی هر محله و روستا و منطقه افرادی رو شناسایی میکردم که توان مدیریت داشته باشن، یک سری مهمات ارتباطی رو در وجودشون داشته باشن و آدم های سلامتی هم باشن... با اهالی همون روستا یا محله میگفتم این بچه یا نوجوون رو تحویل من بدید تا یه نخ تسبیح به روستاتون تحویل بدم...

 

بعدش هم هر علمی رو که بهش آموزش میدادم، میگفتم این علوم برای کاسبی کردن تو نیست... برو ببین شغل اکثریت مردم اون روستا چیه... پیشه ی همون اهالی رو در پیش بگیر و از همون راه کاسبی کن...

و بین اون مردم باش تا خدا یا اجلت رو برسونه یا بهت الهام کنه که باید بری جای دیگه...

 

دوستان اگر اشتباه میکنم کسی منو از این اشتباه بیرون بیاره...

با سیستم سخنرانی صرف، "مردم" ساخته نمیشن... 

بله... منی که ذهنم کنجکاو برخی مسائل هست از علم اون سخنران بهره میبرم... یاد میگیرم...

اما اینها "مردم" ساز نیست...

 

نگید الان عصر ارتباطات هست... و مردم به تمام اطلاعات دسترسی دارن و نیازی به بومی سازی تبلیغ و مبلغ نیست...

این حرف اتفاقا از روی عدم شناخت هست...

 

ببینید من توی همین بحث های اقتصادی گاهی تحلیل های از طرفدارن نظام میشنیدم که با واقعیت کف میدون مغایرت داشت...

چرا؟

چون طرف یه شغلی داشته که از طرف حاکمیت اولیات زندگیش تامین میشد...

مثلا بهش خونه داده بودن، و ایشون تونسته بود بره سراغ بقیه مسائل زندگیش و یه سر و سامانی بده...

و فکر میکرد بقیه مردم هم اگر سروسامان ندادن حتما بی تدبیری کردن... والا اوضاع اقتصادی اونقدا هم بد نیست...

 

خب بنده ی خدا شما اگر با صنوف مختلف معاشرت داشته باشی میبینی مشکلات کف میدون چیه!!!

مُبلِغ هم همینه... باید حشر و نشر داشته باشه با مردم اون منطقه... اونم نه برای یه دهه...

برای کل سال...

میدونید این چقدر زجر داره؟

اینکه توی یه محله مثلا برای 20 سال ساکن بشی و کسب و کار اونها رو داشته باشی و بخوای مدیریتشون بکنی؟

پدر طرف در میاد...

دیگه از معصومین خودمون که بالاتر نیستیم؟!!

پشت صاحب عصمت (به گمانم پیامر) راه می افتاد و هی اداش رو در می آورد... رفتارش رو برای مسخره کردن تقلید میکرد...

صاحب عصمت برگشت بهش گفت: میدونی این شکلک ها و این اداهایی که در میاری در تمسخرِ من، روز قیامت چه صورتی پیدا میکنه؟

پرسید چه صورتی؟

صاحب عصمت فرمودن سرت اندازه اون کوه (ابو قبیس) میشه...

طرف دست از شیطنت و خبثش برنداشت و با خنده گفت:

وااای اگر سرم اندازه اون کوه بشه دیگه چقدر میتونم ادای شما رو در بیارم...

 

اینه

بخوای بین مردم باشی توی یه محله و منطقه باشی خیلی سخته...

اما راهی جز این نیست...

مردم با فجازی اهل صراط نمیشن...

مردم آدم میخوان بین خودشون... با دردهای خودشون...

 

احتمالا ادامه داره...

 

 

  • ن. .ا
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۲ تیر ۰۳ ، ۱۹:۵۰
  • ن. .ا

خوشحالم که بعد از انتخابات خیلی زود وصل شد به محرم تا در دامن اشک کمی خودمون رو پالایش کنیم...

کمی آروم بشیم...

کمی باور کنیم که بدون صاحب نیستیم...

و اما انتخابات:

توی این مطلب که فکر میکنم هنوز تایید صلاحیت ها نیومده بود نوشتم ببینید کدوم نامزدها بیشتر اهل تبیین هست و کدام بیشتر اهل تبلیغ...

بعد از پایان انتخابات وقتی نامزدها به دیدار رهبری رفتن، در اخبار دیدم که این بخش از فرمایشات رهبری در مورد دکتر جلیلی رو گوینده مطرح کرده:

"از رویکرد تبینی شما در انتخابات تشکر میکنم..."

 

دوره اول انتخابات 403 یک رقابت واقعی بود...

چرا؟

چون دو قطبی نبود... 

آقای پزشکیان البته خودش اعلام میکرد که من حزبی نیستم (که خوشحالم بابت این ادعاشون) اما اطرافیان حزبی و اصلاحاتی ایشون خب حکایت از جهت گیری هایا یشون داشت...

آقای قالیباف با کارنامه ای که داشت و عقبه ی حزبی ای که داشت جهت گیری های ایشون هم مشخص بود... 

آقای جلیلی هم با کارنامه و برنامه هایی که داشت و عقبه ی حزبی ای که نداشت، اون هم سمت و سوی متفاوتی از دو نفر دیگه داشت...

ما توی انتخابات 3 تفکر متفاوت داشتیم... که البته نظر من این بود که قالیباف در شناسنامه به جلیلی نزدیک تر بود و در کارنامه و رزومه و عملکردها به اطرافیان پزشکیان... (حالا مهم هم نیست به کدوم نزدیک تر بود... مهم اینه که قالیباف یک پدیده ای بود که نه جلیلی بود و نه پزشکیان...)

 

مهم اینه که سه تفکر متفاوت پا به عرصه گذاشتن با طرفداران و پشتیبانان کاملا متفاوت...

حسابی هم رقابت کردن...

تا اینجا حق هر کدومشون بوده...

از حقشون استفاده کردن...

و نمیخوام بحث رو تنزلش بدم و کوچه بازاریش کنم بگم کی باید میرفت کنار و کی نباید میرفت و چرا فلانی نرفت یا چرا فلانی موند...

به نظرم پرداختن به این بحث ها الان اصلا مهم نیست و دردی هم دوا نمیکنه...

 

مهم چیه؟

پزشکیان مدافعان و پشتیبانانی داشت که دوره قبل، همتی نداشت... مثلا تمام جبهه اصلاحات اومدن پشت پزشکیان... تمام کارگزان پشتیبانش بودن... و با ژست اپوزیسیونی هم که غالبا چپی ها میگیرن، قشر ناراضی از حکومت رو هم جذب میکنن...

پزشکیان با عقبه اش که هم قدرت رسانه داشتن و هم ثروت داشتن اومدن به میدان مبارزه...

قالیباف هم هم با قدرت حزبی و هم با قدرت یک وجاهت یک سری نظامیان بزرگوارمون مثل سردار حاجی زاده و هم با وجاهت یک سری سخنرانها مثل پناهیان عزیز و مداحان اهل بیت و ....

جلیلی هم با همین کار تبینی چندین ساله اش و پشتیبانی بیشتر مردمی اش... 

 

اینها سه تفکر بودن...

این سه تفکر در سال 92 هم حضور داشتن...

تفکر روحانی و عارف (پزشکیان)

تفکر قالیباف و ولایتی (قالیباف)

تفکر جلیلی (جلیلی)

مردم ما نسبت به سال 92 یک تغییر جهت معناداری دادن

ریزش اقبال عمومی تفکر روحانی و عارف (پزشکیان) نسبت به 92

ریزش اقبال عمومی تفکر قالیباف ولایتی (قالیباف) نسبت به 92

افزایش قابل توجه تفکر جلیلی نسبت به سال 92

 

اینجا شخص جلیلی هم خیلی مهم نیست... مهم اون رویکرد و مسیر هست...

مسیری که در جایی که منافع مردم به خطر بیفته نقد عالمانه میکنه...  در جایی که به نفع منافع مردم رفتار بشه تایید میکنن 

و فارق از اینکه قدرت دست تفکر همسو یا تفکر مخالف ما هست، از کمک های تخصصی و میدانی دریغ نمیکنن...

مسیری که به پوپولیست وقعی نمیذاره...

اگر به سمت روستا میره اعتقاد داره به اقتصاد روستا...

اگر به سمت مناطق محروم میره اعتقاد داره سرمایه های نظام در اینجاها دارن هدر میرن...

 

یک موضوع دیگه که خیلی خوشحالم کرد این بود که مردم ما مخصوصا قشر مذهبی ما و مخصوصا طرفداران پناهیان عزیز خیلی خوب از این امتحان بیرون اومدن...

با وجود تمام ارادتی که به پناهیان داشتن اما تحت تاثیر انتخاب و تشخیص پناهیان قرار نگرفتن...

این یعنی بلوغ...

این یعنی رشد...

این یعنی پناهیان در این سالها در موضوع تبیین موفق عمل کرد...

ببینید خیلی قابل حدس بود که قالیباف دیگه جایگاه مردمی قبل رو نداره... به خاطر بعضی از عملکردهاشون...

اما خب نگاه آقای پناهیان این بود که در شرایط فعلی قالیباف میتونه موثرتر باشه ولو نقدهایی هم بهش وارد باشه... حداقلش اینه که در زمینه قدرت مدیریت آزموده شده هست... جلیلی حتی ممکن هست که از قالیباف قویتر هم باشه اما خب هنوز مثل قالیباف میدان های اجرائی ندیده... و الان وقت ریسک کردن نیست...

اما طرف دیگر قضیه رو هم باید دید:

حتی اگر قالیباف بهترین هم بود (که حتی خود پناهیان هم همچین عقیده ای نداشت) باز هم باید مردم بر اساس رشد انتخاب کنن نه بر اساس تشخیص آقای فلانی و فلانی...

 

واقعیت اینه که رشد رای مردمی به تفکر جلیلی از سال 92 تا امروز ، اقبال به شخص جلیلی نبود، بلکه اقبال به تفکر ضد فساد بود...

اقبال به تفکرِ "اعتماد به ظرفیت های درون" بود

اقبال به سالها بررسی های تخصصی و میدانی بود...

اقبال به تعهد و تخصص بود

اقبال به صدق و صداقت بود...



آقای جلیلی اعلام کردن از همین امروز باید به کمک دولت جدید شتافت...

من میگم :16 میلیون (اکثریت) به تفکر پزشکیان رای دادن... باید به رای اکثریت احترام گذاشت...

باید برای رشد اون 16 میلیون هم حوصله به خرج داد...

باید کار درست دولت رو تایید کرد... و کار اشتباهش رو نقد علمی کرد...

نباید دست از تبیین برداشت...



یکی از پزشکیانی های سرسخت بهم گفت:

انصافا دوره خاتمی همه چیز بهتر نبود؟

درآمد، هزینه ها... پول برکت بیشتری نداشت؟

گفتم: احسنت...

رئیس بانک مرکزی هر دولتی یکی از ارکان اقتصادی اون دولته...

رئیس بانک مرکزی دولت خاتمی کی بود؟

گفت: نمیدونم

گفتم: دکتر شیبانی...

دکتر شیبانی عضو کارگروه تخصصی اقتصادی آقای جلیلی بود در تمام این سالها...

و اعلام حمایت هم کرده بود از دکتر جلیلی...

بدون یک قرون پول گرفتن در دولت سایه...

یکی از موفق ترین روسای بانک مرکزی بعد از انقلاب هم بوده...

سکوت کرد و فکوس کرد روی گفتگوی تمدنها...



من نمیخوام از احتمالات تلخ آینده حرف بزنم چون معتقدم که این کشور صاحب داره... و اگر ما با خدا باشیم، پیروز نهایی ما هستیم

 

 

 

 

 

  • ن. .ا

واقعا اگر جمهوری اسلامی و میزان بودن رای مردم و تاثیر انتخاب مردم بر سرنوشت خودشون نبود، چطور میتونستیم تاریخ رو درک کنیم؟

چطور میتونستیم « کنش گری مردم در تاریخ» رو درک کنیم

چطور میتونستیم الغارات رو درک کنیم؟

چطور میتونستیم کربلا و عاشورا رو درک کنیم؟

چطور میتونستیم اون انتخاب عجیب امام کاظم بین اینکه حق متعال کلا شیعه را از زمین بردارد یا خود امام کاظم را از دنیا ببرد درک کنیم...

 

پنج شنبه مهمان داشتیم...

رای هر دو نفرمون جلیلی بود...

بهش گفتم: « مردم» پدیده ی عجیبی هستن در کل دوران تاریخ...

تازه ما در زمان خیلی ایده آلی در تاریخ ایستاده ایم...

اما قدیم ترها خیلی به فلسفه و بعدتر به مدیریت استرتژیک علاقه مند شدم

ولی مدتهاست هیچ رشته ای به اندازه جامعه شناسی برام جذاب نیست...

مردم

مردم

مردم

 

پیامبر فرمودن:

سوره ی هود پیرم کرد...

چرا؟!!!

مردم

مردم

مردم

نشناختن مقوله ی مردم هست که محمد حنفیه و ابن عباس و حتی جابر ابن عبدالله انصاری به امام حسین علیه سلام عرض میکنن به کوفه نرو...

کوفیان بد عهد هستن... با پدرت چه کردن!!!

با برادرت چه کردن!!!

هر چند تحلیلشون درست از آب درآمد اما مردم شناس نبودن...

امام حسین برای تکان دادن مردم به کربلا رفتن...

ولو تحلیل اولیه و دم دستی امثال جابرها و ابن عباس ها درست از آب در بیاد...

اما مردم یک مقوله ی فوق العاده پیچیده ای هستن در طول تاریخ...

 

اگر جمهوری اسلامی نمیشد، چطور میتونستیم به پیچیده بودن این مقوله پی ببریم؟!!!

و چقدرررر مردم لبنان و عراق و سوریه و دیگر بلاد اسلامی از ما عقب هستن در تشخیص مقوله ی مردم...

خدایا!!!

ممنونتیم..

 

 

  • ن. .ا

بزرگوارن

این دستور رو جمع ما موقع رفتن به پای صندوق های رای انجام میدن

اگر دوست داشتید بین طرفداران دکتر جلیلی نشر بدید، بابت برکت پیدا کردن آرای جلیلی.

دستورش رو هم آدم صاحب نفسی دادن، ان شاالله خدا نظر لطف کنن به کشور:

۱_ موقع رفتن پای صندوق وضو بگیرید

۲_ موقع خروج از منزل یا محل کار به سمت صندوق، ۱۹ بار بسم الله الرحمن الرحیم بگید

۳_ موقع نوشتن رای صلوات بفرستید

۴_ موقع انداختن رای در صندوق این ذکر رو بگید: اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان

پ ن : ۱۹ تا بسم الله خیلی خیلی مهمه

ان شاالله شنبه خبرهای خوب بشنویم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

  • ن. .ا

دوستان آماری که ایسپا میده معتبر نیست و این مرکز گرایشات اصلاح طلبی داره...

رقابت تنگاتنگ هست...

اما همین دقایق پایانی هم خیلی تاثیر داره...

آمارسازی ها ناامیدتون نکنه...

ایسپا اگر کارش خیلی درست بود نظرسنجی دور اولش 10 درصد خطا نداشت...

حتی نسبت هاش هم دقیق نبود

یعنی فاصله ی بین نامزدهاش هم خیلی خطا داشت...

تلاشتون رو بکنید، ان شا الله هر چی خیرمون هست رقم میخوره...

 

واقعا دکتر جلیلی در دو قدمی پیروزی هست اگر ما ناامید و منفعل نباشیم

  • ن. .ا

شاید خیلی ها بیان نافذ داشتن رو دوست داشته باشن...

اما من وقتی تصورش میکنم و گهگاهی هم خدا توفیق میده و تجربه اش میکنم حس انکسار و رنج زیادی به من غلبه میکنه...

حس چاقویی رو دارم که با تیزی اش میتونه سر یک دام رو ذبح کنه تا جمعی از گوشت اون دام ارتزاق کنن... اما خود اون چاقو، هرگز رنج چشمان اون دام موقع ذبح شدن از یادش نمیره...

هر کلام نافذی یک ذبح لا اله داره

و یک ارتزاق الا الله...

«لا اله» درد داره...



میدونم دارم هزیون میگم...

یکی بعد از چند سال مجبور و ناچارم‌ کرد حرف بزنم...

حرف زدم، اما دلم براش کباب شد...

  • ن. .ا

مناظره آخر هم بخشی از پازل خدا بود...

جلیلی از چهره ی یک کارشناس و متخصص و استاد دانشگاه، خیلی هوشمندانه خارج شد و گفت آنچه را باید میگفت و پزشکیان شکست...

اما...

این کافی نیست...

از امروز مجازی رو کمتر کنیم و صحبت های حضوری و میدانی مان را تقویت کنیم و احسنت به بچه هایی که این کار رو خیلی زودتر شروع کردن...

 

 

« خدا دلها را به سمت مفیدترین گزینه هدایت خواهد کرد»

  • ن. .ا

با پسر بزرگترم صحبت از رنگ مورد علاقه شد...

بهش میگم: رنگ مورد علاقه تو چیه؟

میگه : آبی

میگم: مگه تو پرسپولیسی نیستی؟

میگه: چرا ، طرفدار پرسپولیسم

میگم: پرسپولیسی ها رنگ قرمز رو بیشتر دوست دارن

میگه: ولی من طرفدار پرسپولیسم اما رنگ آبی رو بیشتر دوست دارم

:)))

همه ما از اول همینقدر رها و آزاد بودیم... اما به مرور رنگ گرفتیم...

 

  • ن. .ا

دوستان قبل از تلاش برای رای آوری جبهه انقلاب به این فکر کنید که چرا پزشکیان 10 میلیون رای داشته...

اینکه بعضیا بگن رسانه و ترفندهای رسانه ای و فریب مردم و چه و چه... خودفریبی هست...

این یعنی موضوع رو خوب نشناختیم...

مگه با آمدن خیلی عظیمی از مشاهیر و تریبون دارها و افراد صاحب وجاهت و خیل عظیم مداحان و سخنرانان و وعاظ در پشتیبانی از آقای قالیباف، تاثیری در آرای آقای قالیباف هم داشته؟

دیدید که خیر...

در مورد پزشکیان هم این عامل رسانه فاعلیت و تاثیر تام نداشته...

به نظر من یک علت دیگه داشته که 10 میلیون از مردم ما تصمیم گرفتن به ایشون رای بدن...

اگر این رو خوب تحلیل نکنیم و توی صحبت هامون با کسانی که رای ندادن یا حتی به پزشکیان رای دادن علت اقبال به پزشکیان رو تشخیص ندیم عرصه رو میبازیم...



توی مناظرات یکی از حرفهای مشترک 4 نامزد انقلابی چی بود؟

"ادامه راه شهید رئیسی"

خب...

از نظر منی که جبهه انقلاب رو دوست دارم راه رئیسی یعنی اکتفا به ظرفیت درون...

راه رئیسی یعنی جهان را در چند کشور اروپائی محدود نکردن

راه رئیسی یعنی تلاش و پرکاری برای مردم...

راه رئیسی یعنی دیپلماسی اقتدار... دیپلماسی اقتصادی...

و...

اما از نگاه عموم مردم چقدر این معنا از "راه رئیسی" جا افتاده هست؟!!!

 بهش فکر کردید؟

حتی نامزدهای جبهه انقلاب هم بهش فکر نکردن به نظر من... طرفداران هم به طریق اولی...

از فرمایش رهبری استفاده کنم بعد حرف خودم رو بزنم:

رهبری در دیدار با هیئت دولت رئیسی علاوه بر تقدیر از تلاشها و دستاوردها و اقدامات خوب دولت، میفرمودن: اما اقدامات باید در سفره مردم هم خودش را نشان بدهد...

دیگه از رهبری که اشراف بیشتری نداریم ما...

خب سفره مردم همچنان در حال کوچک تر شدن بود... حتی در زمان رئیسی...

دلیل؟!!

شما توی نت سرچ کنید قیمت گوشت در سال 99 و 1400

بین 150 تا 180 تومن بوده...

الان بالای 600 تومان هست...

سرچ کنید قیمت مرغ در سال 99 و 1400

قیمت برنج رو سرچ کنید

قیمت خیلی از اقلام اساسی مصرفی مردم به شدت گران شدن...

توی حوزه مسکن قیمت اجاره ها در این سه سال خیلی افزایش پیدا کردن...

من سال 99 داشتم ماهی 1 میلیون اجاره میدادم... سال 402 ماهی 9 میلیون...

حالا من شرایطم خاص بوده و گاهی ناگزیر بودم هر مبلغی رو بپذیرم... اما همکار دارم که عروس و داماد هستن و افزایش عجیب و غریب اجاره ها دامن گیر اونها هم هست...

یعنی میخوام بگم اگر برای من 9 برابر شده... میانگینش 9 برابر نیست... اما حداقل سه برابر شده توی این سه سال...

 

اما نامزدهای جبهه انقلاب در این حوزه ها با مردم همدردی نکردن...

ببینید من میدونم مخصوصا در حوزه مسکن مقصر اصلی خود دولت روحانی بود که 8 سال تمام مسکن نساخت... اما مردم چیزی که میبینن اینه که افزایش قیمتها عمدتا در زمان رئیسی اتفاق افتاد...

اگر قرار هست با مردم صحبت کنیم نباید بترسیم و باید به اونها حق بدیم که در این سه سال هم اذیت شدن...

 

و خود دولت رئیسی هم قبول داشت که افزایش قیمتها در اقلام اساسی و مصرفی مردم افزایش عجیبی داشته و لذا یکی دو ماه طرحی رو اجرا کرده بود که مردم بتونن با کارت یارانه شون چند قلم اقلام رو به قیمت یکی دو سال قبل بخرن...

ولی خب این طرح هم موقت شد...

سفره مردم در زمان شهید رئیسی هم کوچکتر شد...

اینو بپذیریم و در صحبت با مردم انکارش نکنیم... شجاع باشیم...

وقتی همه میگم تداوم راه شهید رئیسی و از این گرانی ها حرفی نمیزنن و همدردی با مردم نمیکنن...

چه اتفاقی می افته؟!!

مردم میگن اینها فقط سوزنشون گیر کرده توی مبارزه با امریکا...

هیچکدومشون ندیدن توی این سه سال چه بلایی سر سفره های ما آمده...

پس منظورشون از ادامه راه شهید رئیسی یعنی مبارزه با استکبار ولو به قیمت کوچکتر شدن سفره های ما...

 

این بوده دلیل اون 10 میلیون رای پزشکیان...

چون پزشکیان یه تیکه کلام داشت: ما مقصریم... مقصر اصلی ما (دولتی ها و احزاب و مسئولین) هستیم... و این حرف یعنی پذیرش اینکه مردم در فشار هستن... و این حرفش واقعا اثر داشته...

و توی این شرایط وقتی ما حرف از تداوم راه رئیسی میزنیم باید حتما و حتما به چالش هایی که توی این دولت بوده و اثرش رو توی زندگی مردم گذاشته اشاره کنیم و بگیم دکتر جلیلی برای اینها راهکار داره...

 

این از موضوع اول...



و اما موضوع دوم

در نقد پزشکیان قدرت تصمیم گیری نداشتنش رو برای طرفدارانش باز کنید...

من توی ادبیات درون گفتمانی خودمون میگم پزشکیان ساده لوح هست... اما به طرفدارانش نمیشه اینطوری گفت... گارد میگیرن...

بگید قدرت تصمیم گیری نداره... اقتدار لازم برای تصمیم گیری نداره...

این اقتدار رو روحانی داشت...

خاتمی هم داشت...

حتی ظریف هم تا حدی داشت...

اما پزشکیان نداره...

اینو برای طرفداراش برجسته کنید...

واقعیت اینه که زاکانی در مناظرات به این موضوع اشاره کرد و درست هم بود... اما خب ادبیاتش برای طرفدارای پزشکیان گارد ایجاد میکرد...

زاکانی توی مناظرات به پزشکیان گفت شما آدم خوبی هستین اما سرتون کلاه میذارن... الان هم توی ستادهاتون دارن سرتون کلاه میذارن...

اون زمانی هم که توی مجلس بودیم با هم، سرتون کلاه میذاشتن...

 

این حرف زاکانی عین واقعیت بود منتها با ادبیاتی تلخ و جنجالی...

پزشکیان ساده لوح هست... اما وقتی با طرفداراش صحبت میکنید اینو بگید که اگر قرار بود به اصلاحات یا اعتدالیون رای بدم حاضر بودم به روحانی یا خاتمی رای بدم... اما پزشکیان واقعا اقتدار شخصیتی و اقتدار تصمیم گیری نداره... و این موجب میشه افراطی های اصلاحات بیان به اسم پزشکیان هر غلطی بکنن و دودش توی چشم مردم میره...

پزشکیان رو آدمی فاقد اراده شخصی نشون بدید... چون واقعیت همینه...

منتها با ادبیاتی که زننده نباشه...



پس اگر با مردم صحبت میکنید و اگر هم میخواید حرف از ادامه راه رئیسی بزنید حتما کاستی ها و چالش های دولت رئیسی رو مطرح کنید و با مردم همدردی کنید... و بگید که دکتر جلیلی بابت رفع این کاستی ها طرح دارن که واقعا هم طرح دارن...

و اینکه ضعف اصلی پزشکیان رو با ادبیاتی شبیه ادبیات اصلاحاتی ها بهشون بگید...

 

روی این دو محور تمرکز کنید...

لفظ جبهه انقلاب هم استفاده نشه بهتره... همون دکتر جلیلی یا حتی سعید جلیلی کافیه...

  • ن. .ا

شاید همین چند خط در این صفحات مجازی...
بالا ببردمان
یا پائین بکشاندمان...
یادم نرود عالم محضر خداست...
.
.
.
اینجا کسی می نوشت که دوست داشت به چشم تو بیایید...